تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

قابل توجه بازدید کنندگان محترم

این تارنگار ( وبلاگ ) تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد ،

و در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است .

فروش پکیج مارش های نظامی و سرود های آلمان نازی 

فروش پکیج مستند ها و فیلم های آلمان نازی ، آدولف هیتلر و جنگ جهانی دوم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 آذر 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives

هاینریش هیملر در سال ۱۹۲۴ در مورد هنری فورد نوشت: "او یکی از باارزشترین، مهم‌ترین و آگاه‌ترین جنگجویان است." فورد تنها فرد آمریکایی است که در نبرد من هیتلر از او نام برده شده است. آدولف هیتلر در مورد او نوشته است "تنها یک مرد تنهای بزرگ، فورد، که (یهودیان) از او متنفر هستند، دارای استقلال کامل است. از بین رئییسان کشوری با جمعیت ۱۲۰ میلیون نفر". در سخنرانی ۱۹۳۱ هیتلر از فورد به عنوان فردی مهم یاد کرد و دلایل خود را برای نگهداری عکس تمام قد فورد در کنار میزش بیان کرد. استیون وات نوشته است که هیتلر، فورد را الگوی خود قرار داده بود و گفته بود "من تمامی تلاش خود را خواهم کرد تا تئوری‌های او را در آلمان عملی کنم" و او فولکس‌واگن را بر اساس مدل تی طراحی کرد.

در سال ۱۹۲۴ فورد با کرت لودک یکی از نمایندگان هیتلر در خانه ملاقات کرد. لودک به همراه زیگفرید واگنر (فرزند ریچارد واگنر آهنگساز معروف) بود، که او نیز از طرفداران حزب نازی و از مخالفان یهودیان بود. لودک از فورد درخواست کمک مالی به حزب نازی کرد، ولی او با اینکار مخالفت کرد.

در سال ۱۹۳۸ قبل از شروع جنگ جهانی دوم، سفیر آلمان در کلیولند، به فورد در ۷۵ امین جشن تولد او، مدال بزرگ عقاب آلمانی را داد، که بالاترین مدال آلمان نازی بود، که به یک خارجی ممکن بود، داده شود.


منبع : ویکی پدیای پارسی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


"عقاید آدولف هیتلر در بین ایرانیان نیز دیده می‌شود و احتمال دارد ایران با تبدیل شدن به قدرت هسته‌ای اسراییل را با یک بمب هسته‌ای ناقابل از روی صفحه روزگار محو کند!"

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، روزنامه واشنگتن پست (washingtonpost) در مقاله‌ای مفصل به قلم جورج ویل دلایل مختلف و البته موهومی را به هم بافت تا خوانندگان را مجاب سازد که ایران بعد از توافق، هولوکاست هسته‌ای علیه صهیونیست‌های بی‌نوا و فلک‌زده به راه می‌اندازد!
 
این روزنامه با تکرار ادعای نخ‌نما شده هولوکاست یهودیان در جنگ جهانی دوم به دست هیتلر مدعی شد که عقاید آدولف در بین ایرانیان نیز دیده می‌شود و احتمال دارد ایران با تبدیل شدن به قدرت هسته‌ای اسراییل را با یک بمب هسته‌ای ناقابل از روی صفحه روزگار محو کند!

در ابتدای این یادداشت با اشاره به کتاب جدید تیموتی اسنایدر با عنوان "زمین سیاه: هولوکاست بعنوان یک تاریخ و هشدار" آمده است که اسنایدر به نتانیاهو و نتانیاهو به اسنایدر مدیون است و دلیل ادعای خود را اینگونه بیان می‌کند: "نتانیاهو کتاب او را مشهور کرد و او نیز با کتاب خود این سوال را به عنوان بهانه‌ای به دست نتانیاهو داد که عقاید ضد صهیونیستی هیتلر در دولت ایران نیز وجود داشته و منجر به نسل کشی خواهد شد!"
 
واشنگتن پست با مطرح کردن این سوال که بعد از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته‌ای، می‌توان از عزم این کشور برای نابودی اسراییل جلوگیری کرد یا نه؛ درباره تاریخچه جعلی رخ‌دادن حادثه هولوکاست داستان‌سرایی کرده و با شبیه کردن ایران و آلمان نازی به یاوه گویی خود ادامه می‌دهد: "ریشه‌های هولوکاست در عقاید هیتلر، سخنرانی‌ها و کتاب نبرد من مخفی شده بود."
 
جورج ویل در ادامه با اشاره به کتاب اسنایدر که در آن عقاید هیتلر به بدترین نحو معرفی شده و سپس یهودیان قربانی شده به دست وی بی‌نوا نشان داده شده‌اند؛ مدعی است: "در نظر بگیرید که تمایل ایران برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی توسط موانع پوشالی مانند توافق هسته‌ای متوقف نشود و دولت ایران نیز آنچه را که درباره یهودیان و رژیم صهیونیستی می‌گوید، انجام دهد."
 
"حال موارد بالا را با هشدار اسنایدر در خصوص اینکه «اعتقادات، عواقب دارند» تلفیق کنید. اعتقادات ضد یهودی به شکل منحصر بفردی طولانی مدت و چندشکلی هستند؛ و می‌تواند مانند هیتلر، نشان دهنده یک ذهن ناتوان از محاسبه منافع ملی باشد!"
 
واشنگتن پست در پایان به خود جرات داد که از سوی رژیم کودک‌کش صهیونیست ایران را تهدید کند و مدعی شد: "از این رو یک دولت ضدیهودی می‌تواند در برابر منطق بازدارندگی غیرقابل نفوذ باشد. البته همه چیز از جمله اینکه اسراییل چه اقدامات نظامی باید برای امنیت خود نشان دهد، به ذات ضدیهودی ایران بستگی دارد."

منبع : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران ۱۰ آبان ۱۳۹۴




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، در اجرای دستور بازپرس دادسرای ناحیه 33 شهید مقدس مبنی بر جلب و دستگیری یکی از اراذل و اوباش سطح یک شهر تهران به هویت "بهنام" 40 ساله به اتهام زورگیری ، آزار و اذیت و تجاوز به عنف ، حمل و نگهداری سلاح گرم و ضرب و جرح با استفاده از قمه و شمشیر که موجبات اخلال در نظم و امنیت و اسایش شهروندان را فراهم نموده بود، کارآگاهان پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ دست به کار شدند.
کارآگاهان پس از انجام اقدامات اطلاعاتی و شناسایی محل اختفاء متهم در محدوده فلکه اول صادقیه، جهت دستگیری متهم عازم محل شدند.
متهم به محض رسیدن پلیس،‌ از طریق بالکن اقدام به فرار کرد و ماموران به دنبال وی دودیند و  با سردادن دستور ایست قصد متوقف کردن متهم را داشتند که بی‌نتیجه بود.
در ادامه عوامل پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ با شلیک تیر هوایی آخرین هشدار خود را به گوش این اوباش خطرناک رساندند ولی او باز با بی‌توجهی به فرارش ادامه داد، تا اینکه ماموران بهنام را با 2 تیر جنگی مورد هدف گلوله قرار دادند.
متهم شرور زمین گیر شد و ماموران سریعا عوامل اورژانس را به محل فراخواندند، ولی متهم که از ناحیه پا دچار جراحت شده بود، به دلیل شدت خونریزی در بیمارستان فوت کرد.
سرهنگ علیرضا لطفی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران بزرگ درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: متهم فوت شده سرکردگی باند «فاشیست‌‌ها» را برعهده داشت و 5 تن از اعضای باندش نیز در مخفیگاهش دستگیر شدند.
وی خاطر نشان کرد: مامواران پلیس از مخفیگاه متهم مقادیری مواد روانگردان،9 قبضه قمه و نیمچه ، چهار عدد پایپ الوده به شیشه،یک دستگاه لب تاپ مستعمل مشکوک به سرقتی،مقدار حدودا 3 کیلو پودر سفید رنگ مشکوک به پیش ساز شیشه؛چهار دستگاه گوشی تلفن همراه مستعمل و تعداد 2 دستگاه خودرو ماکسیما سفید رنگ؛ یک خودرو پژو 405؛یک دستگاه خودرو کیا سراتو؛یک دستگاه موتور سیکلت اپاچی کشف و ضبط شد.

منبع : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران  ۰۷ آذر ۱۳۹۴






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در سال 1921، یعنی قریب به یک قرن قبل،کتابی در ایالات متحدة آمریکا منتشر شد تحت عنوان «یهود؛ یگانه مشکل جهان». این کتاب به قدری مورد استقبال مردم آمریکا قرار گرفت که در عرض مدت کوتاهی قیمت هر نسخه از آن به 800 دلار رسید. این در حالی است که همین امروز گرانترین کتاب مرجع دانشگاهی را در این کشور می‌توان با چیزی حدود 200 دلار تهیه کرد. چرا این کتاب این طور مورد اقبال بی سابقه عموم مردم آمریکا قرار گرفت؟

روشن ترین و ابتدایی ترین پاسخ به این سوال این است که این کتاب، برای اولین بار در تاریخ یک صد سال اخیر آمریکا ، حقایق و واقعیّاتی را از فرهنگ و جامعه و سیاست در آمریکا افشا می‌کرد، که مردم آمریکا آنها را با همه وجودشان درک و لمس می‌کردند. این کتاب حقایق و واقعیت هایی را از سیطره و سلطه ظالمانه و ویرانگر اقلیت یهود بر جامعه و فرهنگ جامعه افشا می‌کرد که مردم آمریکا به عینه و با نگرانی شاهد آن بودند، اما یارای گفتن نداشتند.حالا یک نفر پیدا شده بود و حرف دل آنها را می‌زد.

هنری فورد (Henry Ford )، خالق این اثر تاریخی ارزشنمد و روشنگر، همان مؤسس شرکت «فورد موتور» و صاحب کمپانی اتومبیل سازی فورد است که محصولاتش بازار آمریکا را قبضه کرده بود.کارخانه اتومبیل سازی فورد در آن زمان، یعنی در سال 1924، روزانه 2 ملیون دستگاه انواع خودرو ماشین آلات تولید می‌کرد. فورد در حوزه صنعت اتومبیل سازی و مدیریت به راستی یک نابغه بود. او کارفرمایی عادل و مدیری مدّبر بود که به خاطر رفتار عادلانه‌اش با کارگردان و پرداخت بالاترین دستمزد‌ها، تحولی در صنعت ایجاد کرد و،  به درستی، به «مصلحی واقعی» تبدیل شد.1

هنری فورد، فقط یک نابغة صنعتی نبود. او در حوزة سیاست و جامعه شناسی در آمریکا هم از نبوغ خاصی برخوردار بود.به جرأت می‌توان ادعا کرد که او پیش و بیش از هر کس دیگری در تاریخ یک صد سالة اخیر آمریکا به نقش و نفوذ مخرب اقلیت یهود در سیاست و حکومت در آمریکا و به تباهی کشاندن جامعه و فرهنگ آن پی برد و، مهمتر از آن، جرأت و جسارت آن را داشت که آن را افشا کند.

البته، یهودیان، به دلیل همان سلطه و سیطره‌ای که بر جامعه آمریکا داشتند، به سرعت نسخ این کتاب را جمع‌آوری کرده و آتش زدند و کاری کردند که فورد بالاخره مجبور شد معذرت نامه‌ای را که روزنامه‌های تحت نفوذ چاپ کرده بودند؛ تأیید کند.اصل این کتاب متأسفانه امروز در دسترس نیست. اما، چکیده و عصاره ای از آن را می توان در کتا ب ارزشمند «دنیا،بازیچه یهود»، اثر آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی پیدا کرد.

فورد در «یهود؛یگانه مشکل جهان» با ابراز تأسف از اینکه امروز ، یعنی یک قرن پیش، هر کاری را که یهودیان انجام می‌دهند به نام ملت آمریکا تمام می شود،می‌گوید: «یهود در هر گوشه و کناری نفوذ کرده اند و حتی کلیساهای مسیحی در آمریکا تحت نفوذ آنهاست و در حقیقت منبر‌های کلیسا‌ها وسیله‌ای از وسائل تبلیغات یهودی می‌باشد.»2 امروز فورد کجاست که ببیند این سلطه و سیطره یهودیان بر کلیسا‌های آمریکا صد برابر شده است و همین کلیسا‌های تلویزیونی تحت سلطه صهیونیست‌ها هستند که مسیحیان صهیونیست را در آمریکا بر اریکة قدرت می‌نشانند و بر مردم آمریکا که نه، بلکه بر جهان، حکومت می‌کنند.


فورد در همین کتاب می‌گوید: « تمام دانشگاه های آمریکا از نفوذ یهود و افکار و عقاید آنها رنج می برند » و «تعیین رئیس جمهوری آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگری نیست، اما بیچاره ملت آمریکا گمان می کند که خود آنها رئیس جمهوری را تعیین می‌کنند»4 نکته تأمل و تعجب بر انگیز این است که فورد صد سال پیش این حرف ها را می زد؛ حرفهایی که امروز هر دانشجوی علوم سیاسی از آن آگاه است و آن را با قوت تأیید می‌کند.

فورد می‌گوید :«مشکل اینجاست که هر جا یهودی باشد مشکلات و انحرافات فراوان است......این مشکل بصورت رسوائی بزرگ در تأتر و سینما‌های آمریکا به وضوح دیده می‌شود.»5

فورد یک ناشر، صاحب امتیاز روزنامه و روزنامه نگار موفقی هم بود.او در شهر محل تولد خودش، دییر بورن، در ایالت میشیگان، روزنامة «دییر بورن ایندپندنت» ( Dearborn Independent) را منتشر می‌کرد که طرفداران و خوانندگان زیادی در آمریکا داشت. او در سلسله مقالاتی که در این روزنامه طی سالهای 1920 تا 1923، تحت عنوان «یهود بین الملل» منتشر کرد، با معرفی «پروتکل‌های دانشوران صهیون» به عنوان منشور حکومت جهانی یهود،به برنامه‌ریزی دراز مدت و البته، موفقیت آمیز یهود برای سلطه بر جهان، به افشاگریهای خود پیرامون سلطه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یهود بر آمریکا ادامه داده، از خوی سلطه طلبی و نژاد پرستی یهود پرده برداشت و یهود را به عنوان «مهمترین مسأله جهان» معرفی کرد.

این مقالات، جنجالی به پا کرد. در پی این روشنگری ها، صدای فریاد و اعتراض یهودیان بلند شد و باتوجه به سلطه ای که بر مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، هیاهو به راه انداختند و فورد بیچاره را به «یهود ستیزی»_ حربه فریبکارانه همیشگی یهودیان در طول تاریخ –متهم کردند به گونه‌ای که فورد مجبور شد، بدون اینکه صدق مقالات خود را تکذیب کند ، در تاریخ 30 ژوئن سال 1927، طی نامه‌ای خطاب به لوییس مارشال ، رهبر وقت « انجمن یهودیان آمریکا» از یهودیان عذر‌خواهی کند.6

فورد در واکنش به فشار های سنگین روانی و تبلیغاتی یهودیان حاکم بر آمریکا، در کتابی که تحت عنوان «کار و زندگی من» در سال 1922 منتشر کرد، نوشت:

کاری که ما به عنوان مطالعاتی در زمینه مسئله یهود تعریف و توصیف نموده‌ایم و مخالفان ما آن را با عناوین مختلفی چون «مبارزه علیه یهود»، «تهاجم به یهود»، «یهود ستیزی» و غیره معرفی‌کرده‌اند، برای کسانی که آن را پی گرفته‌اند نیازی به توضیح ندارد.... مقصود از ارائه این مقالات، کمک به حل مسئله ایست که بر این کشور عمیقاً تأثیر می‌گذارد؛ مسئله که در اصل، نژادی است و بیش از آنکه به اشخاص مربوط شود، با آرمانها و اِعمال نفوذ‌ها سر و کار دارد. ...خوانندگان این مقالات به فوریت در خواهند یافت که هیچ نوع تعصّبی ، جز تعصّب نسبت به اصولی که تمدن ما را بنا نهاده اند، انگیزه این کار نبوده است.7

همان طور که ملاحظه کردید، از هنری فورد اخیرا" در ایران کتابی منتشر شده است، تحت عنوان «یهود بین‌الملل» به جرأت می‌توان گفت بسیاری و شاید هم، بخش اعظم این کتاب حاوی همان مطالبی است که فورد در کتاب اولش، یعنی «یهود یگانه مشکل جهان» آنها را مطرح کرد.

وی در این کتاب موضوعات و مسائل بسیار حائز اهمیت و روشنگرانه‌ای را راجع به تاثیرات مخرب سلطة فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهود، به شیوه‌ای  مستدل و واقع بینانه به بحث گذاشته و قضاوت را به خواننده واگذار کرده است.او با بررسی دقیق و موشکافانة پروتکل‌های زعمای صهیون می نویسد:

... هر که پروتکل‌ها را در ذهن خویش پرورده است از چنان دانشی در خصوص طبع بشر، تاریخ و کشور داری برخوردار بوده که از نظر جامعیت، و نیز از جهت موضوعات و اهدافی که به آنها پرداخته است ، حیرت انگیز می‌باشد.پروتکل‌ها فوق‌العاده واقعی‌تر از آنند که افسانه باشند، متقن‌تر و مستدل‌تر از آنند که نظریه‌پردازی صرف باشند و شناخت آنها نسبت به سرچشمه‌های پنهان زندگی عمیق‌تر از آن است که اسناد جعلی باشند.8


فورد در همان زمان، با شجاعت و صراحت اعلام می کند که پروتکل ها، نه فقط در فرانسه، بلکه در سر تا سر اروپا[!] و، به نحو بسیار محسوسی در ایالات متحده، به طور ثابت و مستمر در حال اجرا است.9 او در این کتاب، با معرفی صهیونیسم به عنوان بارزترین وجه مشخّصه یهودیت، می‌نویسد: «صهیونیسم از تمامی فعالیتهای کنونی یهود مشهودتر است و بیشتر از آنچه که افراد عادی تصور می‌کند بر وقایع جهان تأثیر نهاده است.»10

او می‌گوید:« صهیونیسم از هر مسأله جهانی دیگری بزرگتر است و در پس همه مشکلات جهانی، چه کوچک و چه بزرگ، چه ملی و چه بین‌المللی، قرار دارد.»11 او اعلام کرد که «یهود قرن‌هاست که با وجود ناتوانی ها و تنگنا های حقوقی، تقریباً در هر کشوری به عنوان قدرت پشت پرده حکومتها ظاهر شده است.» 12و، بالاخره اینکه «مسأله جالب درباره یهودیان این است که با وجود اینکه از نظر تعداد به طور نسبی در اقلیت قراردارند ، به قدرت بلامنازع جهان مبّدل شده‌اند.»13

نکته حیرت انگیز در مورد هنری فورد این است که این نابغه سیاسی، در یک صد سال پیش به حقایق و واقعیتّهایی درباره‌ صهیونیسم جهانی و نقش مخرب آن در سیاستهای ملی، بین المللی و جهانی پی برد و آنها را آشکارا اعلام کرد که باورش همین امروز هم برای بسیاری از مدعیان معرفت سیاسی مشکل است. مگر امروز یهودیان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها صهیونیست هستند و از رژیم نژاد پرست اسرائیل حمایت می‌کنند، حاکمان واقعی در مراکز قدرت سیاسی جهان نیستند؟ مگر امروز کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا، به عنوان مرکز تمدن مغرب زمین و یک ابر قدرت بی نظیر جهانی، برای دست یافتن به مقام ریاست جمهوری ، در جهت اثبات عبودیت و بندگی خود به صهیونیست‌ها، یعنی همان حاکمان واقعی بر آمریکا، مسابقه نگذاشته‌اند؟

این اظهار عبودیت روسای جمهور آمریکا نسبت به صهیونیست‌ها به اندازه‌ای تلخ و زننده بوده است که صدای اعتراض «می‌یرشایمر»، استاد یهودی دانشگاه شیکاگو آمریکا را هم درآورده است. او در کتابی که به اتفاق «استفن‌ام. والت»، استاد امور بین‌الملل مدرسه عالی سیاسی جان اف کندی دانشگاه ‌هاروارد ، تحت عنوان« گروه فشاراسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر کرده است، با انتقاد شدید از انقیاد و سر سپردگی رؤسای جمهوری آمریکا در مقابل صهیونیست‌ها، حمایت دائمی و بی قید و شرط آمریکا از رژیم صهیونیستی را به ضرر نه تنها آمریکا، بلکه به ضرر خود صهیونیست‌ها می‌داند. او می‌گوید که ما نباید گوشمان را فقط به سوی اسرائیلی‌ها بگیریم و اصلاً صدای طرف مقابل، یعنی مردم فلسطین، را نشنویم.14

مگر امروز قدرت بزرگی چون ایالات متحده با تمام قوا از اسرائیل حمایت نمی‌کند؟مگر کاندالیزا رایس، وزیر خارجه دولت تحت سیطرة میسیحیان صهیونیست در زمان جرج بوش پسر، بار‌ها و با صراحت اعلام نکرد که : «امنیت جهان به امنیت اسرائیل وابسته است.» مگر حکومت جهانی غیر از این است؟ مگر امروز رژیم صهیونیستی اسرائیل به پشتوانه ابر قدرتی مثل آمریکا ، در همه جای جهان، و در خود آمریکا، در اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و در هر کجا که دستش برسد، آتش افروزی نمی‌کند؟

امروز در همه جای جهان آثار حضور و نفوذ مخرب و ویرانگر صهیونیست‌ها به وضوح به چشم می‌خورد: در قضیه غم‌انگیز فلسطین اشغالی و مظلوم؛ در جنگهای تجاوز‌گرانه، توسعه طلبانه و مکرّر رژیم صهیونیستی علیه اعراب و کشور‌های همسایه از زمان پیدایش این رژیم در منطقه تا امروز؛در حملات مکررّ و مخرّب به لبنان در طول این زمان؛در جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزهّ مظلوم و مقاوم؛در ایجاد حادثه جعلی 11 سپتامبر و اشغال افغانستان به بهانه دروغین مبارزه با تروریسم خود ساخته - یادمان نمی‌رود که طالبان و القاعده، به استناد و به اعتبار منابع و مراجع آمریکایی ، ساخته دست آمریکا هستند که با حمایت مالی عربستان سعودی و همکاری نظامی امنیتی پاکستان با سازمان سیا به وجود آمدند- ؛ در اشغال نظامی کشور عراق باز هم به بهانه دروغین نابودی سلاحهای کشتار جمعی صدام ، اما در حقیقت در جهت اجرای بخشی از سناریوی تاسیس اسرائیل بزرگ ( از نیل تا فرات) ؛ از تجزیه دولت اسلامی سودان و ایجاد یک دولت طرفدار اسرائیل در جنوب این کشور و در مرکز آفریقای مسلمان ؛ در اعمال فشار سنگین روانی و تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باز هم به بهانه دروغین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و در اصل به دلیل اصرار و پا فشاری ایران بر نابودی رژیم صهیونیستی اسرائیل به عنوان یک غّده سرطانی در قلب جهان اسلام و ، بالاخره ، در فشار‌های همه جانبة رسانه‌ای ، تبلیغاتی، نظامی، امنیتی و سیاسی بر حکومت سوریه و قتل‌ عام مردم این کشور به جرم ایستادگی و مقاومت در زورگو‌ئی‌ها، تجاوز‌گری‌ها، توسعه طلبی‌ها و اشغال‌گری‌هایی رژیم «کودک کش» و صهیونیستی اسرائیل.


در همة این وقایع فاجعه آمیز ردپای صهیونیست‌ها به وضوح قابل مشاهده است.دخالت مؤثر رژیم صهیونیستی اسرائیل در این قضایا یک اتهام نیست، بلکه جرمی است که با هزاران مدرک مستند، مقالات علمی و آکادمیک و گزارشهای موثق قابل اثبات است، که پرداختن به آنها در حوصله این مقال نیست. بماند برای فرصتی دیگر .

بله، حقایق و واقعّیات امروز هم حاکی از این است که صهیونیسم همچنان یگانه مشکل جهان است.شما حتی اگر برای یک لحظه هم شده خاورمیانه عاری از رژیم صهیونیستی را در مقابل چشمان خود مجسم کنید! به راستی اگر بخاطر رژیم صهیونیستی اسرائیل نبود، مردم آمریکا، به عنوان قلب سرمایه‌داری جهانی،مجبور بودند این همه هزینه بپردازند و امروز، طبق آمار رسمی، بیش از 50 میلیون نفر آنان زیر خط فقر زندگی کنند؟

اگر بخاطر اسرائیل نبود، ابر قدرتی مثل آمریکا مجبور نبود خودش را در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا این گونه شکست خورده، رسوا و منفور سازد؟امروز صهیونیست‌ها ریشه و منشاء همةگرفتاری ها و معضلات بزرگ خاورمیانه و بلکه کل کل جهان هستند، اما با کمال گستاخی و با تکیه با امکانات رسانه‌ای و تبلیغی، دیگران را متهم می‌کنند.همان گونه مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشور‌های خارجی، به مناسبت عید سعید فطر امسال، فرمودند:« ... بر خلاف واقع، آن چیزی را که خطر اصلی و تهدید اصلی برای این منطقه ، بلکه برای بشریت است-یعنی صهیونیسم- پنهان می‌کنند. صهیونیسم خطری برای کل بشریت است.» 15

مایلم این مقال را با جمله‌ای به پایان ببرم که ارتباط وثیقی با موضوع این نوشته دارد و براستی تأمل برانگیز و بلکه تکان دهنده است. یک دانشمند مسیحی، به نام «علامّه پولس حنامسعد»، کتابی دارد تحت عنوان «همجیه‌التعالیم‌الصّهیونّیه»، یعنی وحشی گری‌های آموزه‌های صهیون. این کتاب علی‌رغم حجم اندکش، به دلیل اتقان مطالبش و بخاطر حقایقی که راجع ‌به آموزه‌های شرارت آمیز صهیونیسم مطرح کرده است، به عنوان مرجعی برای شناخت صهیونیسم مورد استناد و ارجاع قرار می‌گیرد. او در این کتاب می‌نویسد: «تا زمانی که فرد مسألة صهیونیسم را بررسی نکرده است، نمی‌توان او را سیاستمدار و یا نویسندة پخته‌ای به شمار آورد».16 حقیقت و واقعیت این است که صهیونیست‌ها، حداقل پنج قرن است که مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات تاریخی و سیاسی-اجتماعی جهان را رقم زده، هدایت کرده و از آنها در جهت افزایش روزافزون قدرت خود بهره برده‌اند و امروز تا حد بسیار زیادی به هدف نهایی حکومت جهانی خود رسیده اند و به حاکمان واقعی در مهمترین مراکز قدرت جهانی تبدیل شده‌اند.

هر چند برخی معتقدند که یهودیان حتی قبل از آن، یعنی از قرون وسطی به این سو در مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات جهانی نقش داشته‌اند، اما این حضور مؤثر حداقل از زمان پیدایش جنبش به ظاهر اصلاحی پروتستانتیسم در جهان مسیحیت تا امروز، این نقش و این تاثیرگذاری پر رنگ‌تر و تعیین کننده‌تر بوده است. در تمام تحولات تعیین کننده 5 قرن اخیر جهان، صهیونیست‌ها بازیگران و برندگان اصلی بوده‌اند: از جنبش ضد الهی پروتستانتیسم به رهبری مارتین لوتر یهودی گرفته تا به راه انداختن جریان روشنگری، از کشف قارة آمریکا و، به تعبیر خودشان، «اسرائیل جدید» توسط کریستف کلمب یهودی گرفته تا تأسیس دولت آمریکا توسط فراماسون‌های صهیونیست و قتل عام و قلع و قمع سرخ پوستان، یعنی همان صاحبان اصلی آمریکا؛ از انقلاب به قول صهیونیست‌ها «کبیر» فرانسه گرفته تا انقلاب صنعتی انگلیس و انقلاب بلشویکی –یهودی 1917 روسیه؛ از انقلاب ترکان جوان و تجزیه امپراطوری عظیم اسلامی عثمانی گرفته تا اشغال بیت‌المقدس توسط دولت صهیونیستی انگلیس؛ از جنگ جهانی اول گرفته تا جنگ جهانی دوم و امروز، در همة این رویدادهای تاریخ ساز، بدون هیچ شک و تردیدی و به استناد اسناد و مدارک معتبر و خدشه ناپذیر، صهیونیست‌ها نقش اصلی را ایفا کرده و همان طور که ذکر شده، برنده واقعی و اصلی آن بوده‌اند. بله، صهیونیسم همواره مشکل اصلی جهان بوده است.

پی نوشت :

1. هنری فورد، یهود بین‌الملل، مترجم علی آرش، تهران، مؤسسة فرهنگی پژوهشی ضیاء‌ اندیشه، 1382، ص 22.

2. آیت‌ا... سید محمد حسینی شیرازی، دنیا بازیچة یهود، ترجمة سید هادی مّدرسی، اصفهان،: نشر حجّت، 1379، ص 36.

3. همان، ص 37.

4. همان، ص 39

5. همان، صص 41-40.

6. هنری فورد، همان، ص 18.

7. همان، صص 24-23.

8. همان، صص 86-85.

9. همان، ص 90.

10. همان، ص 156.

11. همان، ص 157.

12. همان، ص 204.

13. همان، ص 205.

14. جان‌جی می‌یرشایمر واستفن ام والت، گروه فشار اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا، ترجمة رضا کامشاد، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1387، صص 5-1.

15. روزنامة کیهان، 31/5/1391، شمارة 20286، ص 3.

16. عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون؛ برنامة عمل صهیونیسم جهانی، ترجمة حمیدرضا شیخی، مشهد، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1381، ص 594.

دکتراحمد دوست محمدی/ دانشیار و مدیر گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

Email: Dmohamadi@ut.ac.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بلاندی ، سگ مونث آدولف هیتلر بود که در سال ١٩٤١ توسط مارتین بورمان ، یکی از رهبران حزب نازی به او هدیه داده شده بود . بلاندی تا آخرین لحظات محاصره برلین در ژانویه با هیتلر در پناهگاه بود. بلاندی با سگ نژاد جرمن شپرد پائول تروست،آرشیتکت آلمانی،صاحب پنج توله شد که هیتلر نام یکی از آنها را ولف گذاشت.اسم مستعار خودش که در واقع اسم خودش به زبان آلمانی بود (Noble wolf).

 با اینحال هیتلر بسیار به او علاقمند بود.نگه داشتن او در کنار خود و اجازه دادن برای خوابیدن در اتاق خوابش در پناهگاهش، نشانه‌ علاقمندی و اعتمادش به او بود در حالیکه اوا براون معشوقه و همسر هیتلر نظر مساعدی در این زمینه نداشت و سگ های تریر خودش را به بلاندی ترجیح می‌داد.

 به گفته ی یکی از معاونان هیتلر به نام ترابل جانگ ، اوا از بلاندی متنفر بود و همیشه او را در زیر میز لگد می‌زد. علاقه مند شدن هیتلر به نژاد جرمن شپرد از جنگ جهانی اول شروع شد. در ابتدا زمانیکه هیتلر یک سرباز بود،یه سگ سفید از نژاد تریر به اسم فوک سل داشت که با گم شدن ناگهانی اش هیتلر را ناراحت کرد.هیتلر برای اولین بار در سال ١٩٢١ یک سگ نژاد جرمن شپرد به اسم پرینز گرفت . در آن سالها هیتلر با فقر و تنگدستی، دست و پنجه نرم می‌کرد به همین دلیل مجبور شد تا برخلاف میلش پرینز را به یک دامپزشکی تحویل دهد.

 با اینحال ، پرینز با سرسختی تمام از آنجا فرار کرد و دوباره نزد هیتلر برگشت. هیتلر که عاشق فرمانبرداری و اطاعت بود، از آن پس عاشق این نژاد شد.

منبع : پارسینه 1 آذر 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این حکم در غیاب دیودونه و وکلای مدافع وی صادر شده و برطبق قوانین بلژیک در صورت اعتراض به دادگاه تجدید نظر ارسال خواهد شد.
به گزارش پارسینه به نقل از یورونیوز، یک دادگاه تادیبی در بلژیک، دیودونه امبالا، نمایشنامه نویس و طنزپرداز فرانسوی را به دو ماه زندان و پرداخت ۹۰۰۰ یورو جریمه محکوم کرد. ترویج نفرت و ابراز سخنان علیه یهودیان از اتهامات این طنزپرداز است.

این حکم در غیاب دیودونه و وکلای مدافع وی صادر شده و برطبق قوانین بلژیک در صورت اعتراض به دادگاه تجدید نظر ارسال خواهد شد. دادگاه وی نیز در اوایل ماه اکتبر و در غیاب وی و وکلایش برگزار شده بود.

این نمایشنامه نویس و طنزپرداز فرانسوی پیش از این نیز چند بار به دلیل انکار هولوکاست و اظهارات ضد یهود از سوی دادگاههای فرانسه به دویست روز زندان و پرداخت ۲۸ هزار یورو جریمه محکوم شده بود .

منبع : پارسینه 5 آذر 1394






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 آذر 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
از هیتلر پرسیدند : چرا از میان جنگ و عشق ٬ جنگ را برگزیدی ؟
او پاسخ داد : درجنگ یا زنده می مانی و یا می میری ...
اما در عشق ، روزی هزار بار می میری و زنده می شوی ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر میخواهید بدانید كه در طی هفتاد سال چگونه میتوان به دنیا دروغ گفت این مقاله را بادقت كامل بخوانید.و آنگاه به این حقیقت كه با دروغ میتوان بر دنیا حكومت كرد، پی خواهید برد.این مقاله حاصل تلاشها و كوششهای انجمن است،از اینرو من از خواننده ی این مقاله میخواهم كه حتی اگر میخواهد از این سری مقاله ها استفاده ی مقطعی بكند،اصل امانتداری را رعایت كند و حق نویسنده ی این مقاله را به جا آورده و نام و آدرس اینترنتی انجمن را در منابع ارائه ی خود بیاورد.

+چگونه بدانیم هلوكاست یك دروغ است؟

در ظرف پنج دقیقه هر فرد باهوش و روشن فكری بر این حقیقت كه كشتن افراد بوسیله ی اتاقهای گاز در جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی یك نیرنگ و حقه سودآور است؛متقاعد میگردد.
امروزه،خیلی از ادعاهایی كه حدود هفتاد سال پیش یهودیان بیان میكرده اند دیگر وجود ندارد.زیرا جهان به كذب و همچنین مضحك بودنشان پی برده است.ادعاهایی مانند صابون ساختن از یهودیان توسط آلمانها،زنده زنده سوزاندن یهودیان،تجاوز سگهای سربازان آلمان نازی به زنان یهودی و ... دیگر وجود ندارد.حدود هفتاد سال پیش یهودیان نام مكانهایی را به عنوان اردوگاههای كار اجباری می آورده اند و مدعی بودند كه در تمام این اردوگاه ها اتاقهایی ترسناك و وحشت آور وجود داشته است كه طی آن یهودیان با معروفترین گاز معرفی شده یعنی ((زیلیكون ب)) به طور وحشتناكی كشته میشده اند!!!اما امروزه این اتهام معطوف برخی مكانها است كه در ادامه توضیح داده خواهد شد.حجم وسیعی از این مقاله كه در دست است به بررسی صحت گفتار یهودیان در مورد اتاقهای گاز اختصاص دارد كه از همان اول مقاله شروع میشود اما با این حال در قسمتهایی از متن مقاله نكات دیگر نیز بررسی خواهند شد.

+بررسی های اتاقهای گاز توسط متخصصان چیز دیگری میگوید:
فرد آ.لشتر(Fred A.Leuchter)یك متخصص برجسته ی امریكایی است كه در طراحی و ساخت تجهیزات اعدام از جمله اتاقهای گاز تبحر دارد.در سال 1988 لشتر نمونه هایی از دیوارهای متعلق به اتاقهای گاز(ادعا شده)را در
آشویتز(Aschwitz)،بیركناو(Birkenau)و لابلین(Lablin) به صورت تخصصی بررسی كرد.
طی بررسی این فرد آشكار شد كه هیچ اثری از تركیبات سیانید بر این دیوارها وجود ندارد.در سال 1991،دولت لهستان برایتكذیب یافته های لشتر این آزمایشات و بررسی ها را تكرار كرد.اما آنها به همان صورت هیچ مدركی از اثرات گاز و یا تركیبات باقیمانده ی سیانیدی پیدا نكردند.همچنین متخصصانی مانند والتر لوفتل(Walter Luftl)و *ژرمر رادولف (Germar Rudolf)فیزیكدان، نیز به همین نتیجه رسیدند.
همین طور باید دانست كه نوع ساختار ساختمانی این اتاقهای گاز ادعا شده به شدت دارای عیبهایی ساده و فاحشند كه از متخصصینی كه آلمان در آن زمان در اختیار داشت بعید بود.این اتاقها دارای درهایی معمولی و همچنین پنجره هایی هستند كه به درستی و در حد مهار این گاز فرار مهر و موم نشده اند.
همچنین فاصله ی بسیار زیادی بین درها و كف اتاقها وجود داشته است.به طور واضح میفهمیم كه اگر آلمانها قصد داشته اند كه به فرض یهودیان را در این اتاقها با این گاز خفه كنند،در حقیقت آنها خودكشی میكرده اند!!!زیرا با این اشكالات فاحش گاز به بیرون نفوذ میكرده و تمام منطقه را آلوده میساخته است.همچنین هیچ تدارك و تجهیزاتی برای خروج هوا و گاز مخلوطی از این ساختمانها وجود نداشته است.و نیز هیچ فكری برای جلوگیری از تجمع باقیمانده و رسوبات گاز بر روی دیوارها،درها،پنجره ها و كف اتاق نشده بود.

+اگر چه ادعا میشود كه شش میلیون یهودی در اتاقهای گاز كشته شده اند،اما تا كنون هیچ جسدی كالبد شكافی نشده كه نتیجه اش این باشد كه ازگازكرفتگی ومسمومیت توسط زیلیكون ب و یا هر گاز دیگری مرده باشد:
در طی مدارك دادگاهی كپه هایی از جسدها در فیلمهای ویدییوئی نمایش داده میشوند،اما این افراد به طور عمومی در اثربیماری تیفوس و یا از فرط گرسنگی و قحطی حاصله از بمبارانهای دامنه دار و پیاپی متفقین مرده اند و شمار گسترده ای از این افراد آلمانی بوده اند،نه یهودی!!!به طرز وحشتناكی معادل ده زمین فوتبال باید به عنوان مدرك از اجساد و جنازه های به فرض خفه شده با گاز پر میگشته،اما تا كنون هیچ جسدی با چنین مشخصاتی پیدا نشده است.آلمانها تمام اشیاء دور و برشان از بوته زار گرفته تا درختان میوه را به طور دقیقی ثبت و مندرج مینمودند.اما تا كنون هیچ سند محكم و بدون ابهامی مبنی بر نقشه ای از پیش تعیین شده توسط نازی ها برای قتل عام یهودیان اروپایی ارائه نشده و هیچ سندی آورده نشده كه آلمانها به تفصیل شرحش را دهند و یا حتی اشاره ای كوچك به اتاقهای گاز به عنوان روشی برای اعدام كنند.
+حتی اگر تمام مدارك علیه هلوكاست را كنار بگذاریم و برای هر اتاق گاز ظرفیت ادعا شده اش را به حساب بیاوریم،چیزی حدود شصت و هشت سال طول میكشد تا شش میلیون یهودی در اتاقهای گاز كشته شده باشند!!!:
حتی ((دفتر خاطرات روزانه ی آنه فرانك [Anne Frank]))یك دروغ و حقه است.بخشی از این دفتر خاطرات با نوعی خودكار نوشته شده است.جالب است بدانید این نوع خودكارها در زمان آنه فرانك استفاده نمیشده اند.
این گفته وجود اردوگاههای كار اجباری را انكار نمیكند.به طور تراژدی واری مرگ در اثر بیماری تیفوس و یا در اثر قحطی یكی از اتفاقات متداول در این مكانها بوده است،اما هیچ مدركی كه به عنوان دلیلی برای قتل عام باشد و یا بیانگر این باشد كه كشتار به صورت وسیع در این مكانها صورت میگرفته،وجود ندارد.
اسرائیل به دریافت تریلیون ها دلار از سرتاسر جهان بر پایه ی همین ادعاهای خود و به عنوان غرامتی برای قربانیان بیگناه اتاقهای گاز ادامه میدهد.
دلیل قاطعی در این دفترچه كه تحریف نیز شده است وجود دارد كه ما را وادار میكند قبول كنیم، چیزی كه به عنوان هلوكاست معرفی میشود،هیچگاه وجود نداشته است.صفحه ی 223 در ((دفتر خاطرات روزانه ی آنه فرانك))بیانگر این است كه اندازه یكمپ آشویتز(بد نام ترین اردوگاه آلمان نازی)خیلی كوچك بوده و تنها یازده هزار نفر را در خود جای داده بود(كه بسیاری از آنها حتی یهودی نبودند).این اردوگاه توسط خود آلمانها در سال 1945 در زمان پیشروی ارتش سرخ به طرف آلمان تخلیه شده بود.
مطمئنا چنین رقمی در مقایسه با ارقام فیلم اسپیلبرگ[Spielbergلیست شیندلر[Schindler](كه امیلی شیندلر،برنده ی جایزه ی اسكار گفته بوده سراسر دروغ بوده)و دیگر تبلیغات یهودی ،كه خواهان این بود كه نشان دهد شش میلیون یهودی به طور سیستماتیك نابود گشته اند،خیلی خیلی رقم كوچكی است.
حال یك محاسبه ی سرانگشتی به ما میگوید كه آلمانها باید صدها اردوگاه داشته باشند تا بتوانند در هر ساعت 137!!!نفر را اعدام كنند،همچنین اعدام شش میلیون یهودی در اردوگاههایی مانند آشویتز كاری بزرگ و باور نكردنی است كه انسان به تنهایی از پس آن بر نمی آید!!!
اما طبق كتاب((پشت صحنه و جدال صهیون))؛
( Behind the Scene and The Controversy of Zion
(see p.397-400 of Douglas Reed's book Controversy of Zion)؛
از داگلاس رید[Douglas Reed]،در طول جنگ جهانی دوم تنها 850000 سرباز و افراد دیگر توسط ماشین آلات تركیبی آلمانی و ژاپنی كشته شده اند.در 13 جولای سال1994 فیلم مستندی كه از زندگی شارلز آ.لیندبر
[Charles A.Lindbergh] در رسانه های عمومی(PBS-KENW-TV) بیان كرد وقتی لیندبر در طی جنگ جهانی دوم از یكی از اردوگاه ها بازدید كرد،گفته بود حدود 25000 نفر در طول نیم یا یك سال در این اردوگاهها مرده اند.محاسبه با بكارگیری چنین عددی به ما میگوید كه حاصل محاسبه شده معادل شش میلیون نیست.در حقیقت،حتی معادل ششصد هزار هم نیست...
جالب این است كه شمار افرادی كه در طول جنگ جهانی آزار و اذیت شده و كشته شده اند روز به روز در حال افزایش است!!!هال گرینوالد[Hal Greenwald] ،مدیر برنامه ی هیلل فونداسیون[Hillel foundation] در دانشگاه دوك
[Duke University]،(این گروه،یك گروه از دانشجویان یهودی است)،
در حال پر و بال دادن به یك نظریه مبنی بر اینكه((نه میلیون یهودی در اتاقهای گاز هیتلر كشته شده اند)) بود
(New York Times, Nov. 9, 1991, AP).در حال حاضر این عدد نه میلیون!!!است و روز به روز بزرگتر میشود!!!!!...


+عكسها:
تمام عكسها به طور تمام ناپذیری توسط تجدید نظرطلبان هلوكاست بررسی شده و میشود.عكسهای خبری كه توسط عكاسان امریكایی و بریتانیایی از آزادسازی اردوگاهها گرفته شده است،بخصوص صحنه های وحشتناك در داخائو(Dachau)،باخنوالد(Bachenwald)،برژن-بلسن(Belsen-Bergen).این فیلمها به همان صورت كه هستند شرح میدهندو نتیجه ی جست و جوی پلیس در قسمتی از آلمان بوده اند.عكس ها واقعی هستند.در هیچ كدام از این اردوگاهها هیچ پلیس آلمانی برای كشتار ساكنین وجود نداشت.در آخرین ماه جنگ ارتش شوروی(U.S.S.R) موسوم به ارتش سرخ از سمت شرق به سمت آلمان پیشروی كرده بودند.بریتانیا و امریكا،هر شهربزرگی در آلمان را توسط بمبارانهای دامنه دار خود ویران كرده بودند.حمل و نقل،سیستم توزیع غذا و خدمات پزشكی و بهداشتی،همه نابود شده بودند.هدف متفقین هم همین بود،كه این كار به عنوان وحشیانه ترین ستیز در اروپا بعد از هجوم مغولان ثبت خواهد شد.
باید این را دانست كه در طول جنگ میلیونها پناهنده ی سیاسی گریزان از ارتش سرخ به سمت آلمان سرازیر شده بودند و اردوگاههایی كه هنوز توسط آلمان ها اداره میشد سراسر از تازه واردان از سمت شرق پوشیده شده بود.وقتی كه ارتشهای بریتانیا و امریكا وارد اردوگاهها شدند،به مقصودشان رسیدند و عكس گرفتند.
در آن زمان در اردوگاههایی مانند داخائو،باخنوالد و برژن-بلسن ده ها هزار از پناهندگان تقریبا سالم آزاد شده بودند.آنها در آنجا بودند،در اردوگاهها،هنگامی كه دیگران از آن اردوگاهها و ساكنینش عكس میگرفتند.فیلمهای اخباری روزانه ای از آن پناهندگان در دست است كه در میان خیابان اردوگاهها راه میرفته اند،میخندیده اند و صحبت مینموده اند،دیگر عكسها نشان میدهد پناهندگان زیادی كلاههای خود را به هوا پرتاب میكرده و آزادسازندگان خویش را تشویق مینموده اند.این صرفا برای پرسش طبیعی است كه: ((چرا شما آن فیلمها و عكسهای ویژه و مخصوص را ندیده اید، در حالی كه شاید دیگر نشانه ها را صدها بار دیده باشید؟؟؟؟؟))

+سندها و سندیتها:
سخنرانان هلوكاست كه از آن طرفداری میكنند تمایل به این دارند كه شما را مطمئن سازند كه میتوانند چندین تن(معادل هزار كیلو گرم!!!)از مدارك حاصله از آلمانها مبنی بر اینكه آلمانها یهودیان را قتل عام كرده اند،به شما ارائه دهند!!!اما آنها تنها میتوانند یك مشت مدرك از خود بسازند،كه اعتبار و سندیت آنها هیشه به صورت فاحشی پرسش برانگیز است.اگر این افراد را به خاطر سندیت مداركشان تحت فشار قرار دهی،فرد سخنان خود را نقض میكند و مدعی میشود كه آلمان ها تمام مدارك مربوطه را برای پنهان كردن كشتارهای شیطانی خود نابود كرده اند!!!و یا این ادعای غیر منطقی را مطرح میكند كه آلمانها به صورت یك زبان كددار دستورات كشتار یهودیان را صادر میكرده اند و یا دستورات به صورت شفاهی درون گوش عاملان زمزمه میشده است!!!با نظر به،به قول خودشان،قتل عام یهودیان اروپایی،مدارك نشان میدهد هیچ دستوری برای این كار صادر نشده،هیچ بودجه ای برای این كار در نظر گرفته نشده،هیچ سلاحی برای این كار ساخته نشده(درست است،هیچ اعدامی با اتاق گاز وجود نداشته)و هیچ قربانی نیز در این نظریه پردازی ها از بین نرفته(درست است،هیچ بدن كالبد شكافی پیدا نشده كه نتیجه ی كالبد شكافی این بوده باشد كه فرد قربانی اتاقهای گاز هیتلر و نازی ها بوده است).
چیزی كه از همه بیشتر شك من نسبت به حقیقت داشتن هلوكاست را بر می انگیزد این است كه در بین تجدید نظر طلبان گروه های متفاوتی وجود دارد كه برخی غیر نازی و حتی در طول جنگ دشمن نازیسم بوده اند.
تجدیدنظرطلبان از طیف*های دیگری نیز تشکیل شده*اند. گروهی یهودی*اند مانند جورف جی برگ، روژه دای دامرگو،دیوید کول و استفن هیوارد، برخی مسیحی مانند روبر فریسون ، گرمار رودلف، میکائیل ای.هافمن و رابرت کانتسو برخی ملحدند مانند بردلی اسمیت. برخی نیز مسلمان هستند مانند روژه گارودی، ابراهیم آلوش و احمد رامی.
در میان تجدید نظر طلبان کسانی یافت می*شوند که از سوی رژیم ناسیونال سوسیالیست تحت تعقیب بوده و یا حتی سابقه زندانی شدن در اردوگاه*های تجمعی را دارند. (مانند پل راسینیر و جوزف جی. برگ(.برخی پروفسور دانشگاه هستند (مانند: کریستین لیندر، کاستاس زاور دینوس و آرتور آر. بوتز) و گروه کثیری مدرک دکتری دارند (مانند: هربرت تیدمان، استفان هی*وارد و...) برخی مهندس هستند (مانند: فردریچ برگ و....) و گروهی تاریخ* نگار حرفه*ای هستند (مانند: مارک وبر و رابرت کونتس) بسیاری نیز به استادی کرسی*های مختلف دانشگاه اشتغال دارند. از دیدگاه گرایش سیاسی نیز گروه*های تجدید نظر طیف همگنی را تشکیل نمی*دهند. برخی کمونیست و سوسیالیست هستند (مانند: پل راسینیر) و برخی چپ میانه*رو (مانند: سرج سیون) گروهی لیبرال بوده (مانند:دیوید کول) و برخی محافظه*کارند(مانند:کارلو ماتوکنو) برخی طرفداران دست راستی در میان آنان به چشم می*خورد (مانند:یودو والندی و مارک وبر) و برخی ناسیونال سوسیالیست می*باشند (مانند ارنست زوندل).
تجدیدنظرطلبان مدعی هستند که تکثر تجدیدنظرطلبان شامل: مذاهب متفاوت، مشاغل گوناگون، عقاید سیاسی کاملا متضاد و اقوام ملیتی مختلف، تجدید نظر طلبان را از اتهام وابستگی سیاسی و نژادی مبرا می*کند.

+شهادت شاهدین عینی:
دلایلی كه برای اثبات آنچه كه هلوكاست نامیده میشود، آورده اند از همان ابتدای راه منحرف شده و غیر قابل قبول خواهد شد.تاریخدانان طرفدار هلوكاست به شدت و برای هرچیزی،از جادوگری گرفته تا پرواز بشقاب پرنده ها(شایعه ای كه در همان زمان خودكشی هیتلردر جنگ مطرح شد كه هیتلر توسط انسانهای فضایی گریخته است!!!!)،به شهادت شاهدین عینی وابسته هستند.درطول جنگ و بعد از آن شاهدهای زیادی بوده اند كه به حقیقت داشتن قتل عام یهودیان در اتاقهای گاز شهادت میداده اند و نام اردوگاههایی مانند داخائو،باخنوالد،برژن-بلسن و دیگر اردوگاههای آلمان ها را می آورده اند.امروزه تمام محققین شهادت های اینگونه ای را به عنوان شهادتهای دروغ به حساب می آورند و اكثرا موافق این هستند كه هیچ اتاق گازی در هیچ اردوگاهی متعلق به آلمانها وجود نداشته است.
اما با این وجود برخی مورخان هنوز مدعی هستند كه در آشویتز و دیگر اردوگاهها در لهستان اتاقهای گاز وجود داشته است.شهادت شاهدین عینی و مدارك برای این ادعا، با شهادت های اشتباه و مدارك تحریفی كه برای اردوگاههای آلمانی ارائه شده اند هیچ تفاوتی ندارد.
در طول ((محاكمات جنایات جنگی))شمار زیادی از شاهدین عینی شهادت داده بودند كه آلمان ها از چربی انسانها(یهودیان)صابون و از پوست بدن آنها كود میساخته اند!!!دادستان های قانونی از طرف متفقین حتی برای حمایت از این ادعای خنده دار هم مدرك میساخته اند!!!مقاله ای در همین رابطه در این انجمن با عنوان ((یهودی صابون میشود؟؟؟))توسط یكی از اعضای پر صلابت این انجمن ارائه شده است كه برای اطلاع بیشتر میتوانید به آن مراجعه كنید.
برای چند دهه،شمار زیادی از محققین برجسته در دانشگاهای معتبر دنیای غرب حقیقت بودن این داستانها را تایید كردند كه نتیجه اش این بود كه ما را به باور اینكه این افسانه ها ((حقیقت انكارناپذیر ))هستند وادار ساخت.اما اكنون، این قبیل داستانها غیر قابل دفاع شده اند.در ماه می 1990 یهودا بائور(Yehuda bauer)،مدیر مطالعات در باب هلوكاست در دانشگاه عبری(Hebrew) در تل آویو،دروغ بودن این ادعا را پذیرفت و قبول كرد كه((نازی ها هرگز از یهودیان صابون و یا كود نساخته اند...)).
این تنها یك مثال كوچك است كه یكی از ((حقایق انكار ناپذیر هلوكاست))را در حكم یك دروغ و فریب غول آسا معرفی میكند و آن را رسوا میسازد.با نگاه به اقرارها و اعترافات افسران نازی در ((محاكمات جنایات جنگی))به خوبی و با مدارك معتبری كه آورده شده میفهمیم كه خیلی از آنها با اجبار،تهدید و ارعاب و یا حتی با شكنجه های فیزیكی به دست می آمده است.
اما این یهودیان بودند كه در طول جنگ به آلمان اعلان جگ كردند.آنها اضهار داشتند كه در جنگ آلمان ها با بریتانیا،روسیه و امریكا خربكاری میكنندو آشكارا این مطلب را اعلام كردند كه به ملت آلمان در این جنگ نیز خیانت خواهند كرد و در هر كجا و هر زمان كه باشد آنها مقدمات شكست آلمان را فراهم میكنند.
به عنوان یك حقیقت این ماجرا را در نظر بگیرید :

در دادگاه داخائو یک شاهد یهودی به نام اینشتاین مدعی شد که متهم منزل، برادر وی را به قتل رسانده*است. متهم خاطرنشان کرد که برادر شاهد بر روی صندلی تماشاچیان نشسته*است. در صورتجلسه دادگاه ثبت شده*است که بازپرس با فریاد به شاهد خود (اینشتاین) گفت: ((چطور می*توانیم این خوک را اعدام کنیم، در حالی که توی احمق برادرت را به دادگاه آورده*ای؟))


+ آشویتز(Aschwitz):
مقالات مهم تاریخ نویس بریتانیایی،دیوید اروینگ(David Irving)،اكثرا با این عنوان در انگلستان نام برده میشوند: ((داستان اردوگاه مرگ آشویتز یك كشتی به گل نشسته و بی فایده است)).
وی اظهار دارد كه ((هیچ اتاق گازی در آشویتز وجود نداشته است...)).موزه ی آشویتز در لهستان اخیرا ،در ادعای پنجاه ساله ی خود، مبنی بر اینكه 4 میلیون انسان(یهودی!)در آنجا كشته شده اند تجدید نظر كرده است.در حال حاضر موزه اظهار میدارد كه شاید این عدد 1 میلیون نفر باشد!!!در حال حاضر این یك پرسش طبیعی است كه بگوییم: ((موزه و مسئولان آن برای این عدد 1 میلیون چه اسناد و مداركی ارائه داده اند؟؟؟))
به طور واضحی جواب این است: ((هیچ!!!!!!!!)).هیچ سند و مدركی برای این عدد نیز ارائه نشده كه واضح و بدون ابهام باشد.مبلغان كمونیست كه موزه را اداره میكنند به عنوان مدرك باید نمایشگاهی از چكمه ها،توده های مو،عینك ها و ... در این مكان بر پا كنند!!!!تا زمانی كه چنین نمایش هایی به عنوان موثر ترین راهكارهای تبلیغاتی(و نه اثباتی) باشند،این كارها به عنوان اسناد تاریخی برای اثبات ((كشتن با گازهای سمی))و یا ((برنامه ریزی برای قتل عام))،كاملا مردود و بی ارزش خواهند بود.
در ضمن،خیلی ها علاقه مند هستند كه بدانند هویت آن 3 میلیون نفر دیگر در طی این 45 سال كجا بوده و به كجا رفته است؟؟؟و آیا این 3 میلیون نفر بخشی از همان ((افسانه ی 6 میلیونی))بوده اند؟؟؟
آنهایی كه داستان هلوكاست را غلو و بلكه حتی خلق كرده اند از این كه(( دنیا)) نسبت به جنایاتی كه در آلمان در حال اتفاق افتادن بود بی تفاوت بود مینالند.وقتی از آنها بپرسی كه چرا چنین ادعاهایی میكرده اید؟؟؟معمولا به تو خواهند گفت كه این ادعاهای ما به خاطر عیوب و نقوص اخلاقی فراوان در طبیعت انسان غربی بوده است.در بار دیگر آنها این ادعای احمقانه را مطرح كردند كه مردم به شرارت،پلیدی و ظلمی كه در اطرافشان در حال اتفاق افتادن بود پی نبرده بودند.یعنی آنها میدانستند كه نازی ها بسیار پلیدند و برای اینكه جهان را از پلیدی و شرارت این نظام پاك كنند آنها را به كار نكرده متهم نمودند و در طی هفتاد سال چیزی به نام نازی را به عنوان یك آدم خونخوار و وحشی نمایش دادند.این درست است،جهان به چیزهایی كه آنها مدعیش بودند با خونسردی پاسخ داده است.همین انتظار هم میرفت.آخر مرم باید چگونه به چیزی كه باور نداشتند و به داستانی كه روی نداده بود پاسخ میدادند؟؟؟
مسلم است كه اگر مكانهای ادعا شده ((كارخانه های آدمكشی!!!))بوده اند و میلیونها غیر نظامی را در لهستان قتل عام میكرده اند،صلیب سرخ،پاپ،سازمانهای انسانی،حكومتها و دولتمردان متفقین،حكومت های بیطرف و اشخاص برجسته مانند روزولت،ترومن،چرچیل،آیزنها ور و خیلی های دیگر در مورد آن چیزی میدانستند و به طور حتم به آن اشاره میكردند و آن را محكوم مینمودند.اما آنها این كار را انجام نداده اند،هیچ حرفی،نوشته ای،اعتراضی،تشویقی،محكومیت ی و یا اشاره ای با انگشت!!!به این مكانها به عنوان مكانی برای سلاخی انسانها نشده است.
مبلغان صهیونی و یهود میدانند كه در حال حاظر تنها گروه كوچكی از اشخاص(خیلی از كسانیكه به سازمنهای تبلیغاتی یهودی متصل هستند)این داستان ها را باور دارند.وینستون چرچیل كارهای تاریخی و بزرگ خود را در كتابی با نام-جنگ جهانی دوم(Second World War)-در شش جلد بدون هیچ اشاره ای به كشتار وسیع غیر نظامیان توسط نازی ها نوشته است.البته شاید او خرفت شده بوده است(شاید آنهایی كه دوستدار حقیقت داشتن این داستان هستند چنین استدلالی به ذهنشان بیاید.).دیوایت دی.آیزنهاور(Dwight D.Eisenhower)در سری یادداشتهای خود-جنگ صلیبی در اروپا(Crusade in Europe)-نیز هیچ اشاره ای به قتل عام یهودیان به هر نحوی نكرده است.حال سوال این است كه آیا قربانیان با سلاحهایی غیبی و نامرئی كشته شده اند؟؟؟

+مدیر آشویتز به صورت واضحی گفته است كه داستان اتاقهای گاز یك دروغ است:
اخیرا نوار ویدیوئی از یك محاصبه ی مخصوص و انحصاری به دست آمده است كه بخش وسیعی از داستان هلوكاست را روشن میكند،دروغی كه هنوز هم ادمه دارد...
این ویدیو باعث میشود كه شما از خود بپرسید كه((تنها چقدر از داستان هلوكاست را میتوان باوركرد؟؟؟))زیرا تا به حال ذهن شما بر اساس مدارك تحریف شده و ادعاهای گول زننده شكل گرفته نه بر اساس مدارك واقعی و اسناد معتبر كه ((تجدید نظر طلبان ))آنها را فراهم آورده اند.این یك فیلم ویدیوئی است كه چیزی را بیان میكند كه تجدید نظر طلبان سالها بر آن تاكید می ورزیدند:
كه نشان میدهد شوروی ولهستان به ((خلق)) مداركی از اتاقهای گاز آدم كشی در بعد از جنگ جهانی دوم ممارست می ورزیده اند و اینكه صدها هزار گردشگری كه در هر سال به آشویتز سفر میكرده اند ،می آمده اند تا مدارك ساختگی آنها از ((راه حل نهایی)) را ببینند و فریب خورده بودند.این مصاحبه ی بی نظیر با دیوید كول (David Cole)،یهودی تجدید نظر طلب،دكتر پایپر(Dr. Franciszek Piper) و سینیور كاریتور(Senior Curator) انجام گرفته است و اداره كننده ی آرشیوها در موزه ی ایالت آشویتز در دوربین بیان میدارد كه ((اتاقهای گاز در اردوگاه صلی آشویتز)) برای گردشگران تمام دنیا به عنوان یك بیان حقیقی و دست نخورده جلوه داده میشود و در حقیقت،این بناها،یك بازسازی است كه بعد از جنگ به منظور معرفی به عنوان اتاقهای گاز صورت گرفته و جنبه ی حقیقی ندارد.
دكتر پایپر در دوربین برای دیوید كول روشن میكند،كه چگونه دیوارها از همدیگر تفكیك شده اند و گودالهایی به همراه لوله هایی برای وارد شدن ((زیلیكون ب))بر بالای بام ها نصب شده اند به طوری كه بنا میتواند به عنوان یك مدرك از ((راه حل نهایی)) و ((اتاقهای گاز)) به افراد ارائه شود.وی حرفهایش را تا اینجا تمام نكرد.برای یك ساعت تمام دكتر پایپر در مورد مداركی در آشویتز كه برای ((راه حل نهایی))ارائه شده بود حرف میزد و بیان میداشت كه آنها پس از جنگ خلق شده اند.در اینجا معنی دقیق كلمه بازسازی است كه به رسم امانتداری این را گفتم اما بازسازی برای چیزی كه وجود نداشته از دهان كسی كه بوجود آن اعتقادی ندارد(دكتر پایپر را میگویم و نه خود را) بی معنی خواهد بود.جزئیات این اردوگاه،تنها برای فردی مانند او(دكتر پایپر)كه حدود بیست و پنج سال در آشویتز كار كرده است میتوانسته دانسته شده باشد.سپس در این فیلم حیرت آور شما دیوید كول را خواهید دید،كه در یكی ماموریت رسمی در بازدید از آشویتز گفته بود كه ((اتاقهای گاز در اردوگاه اصلی آشویتز))در بیان حقیقی همان دروغی است كه به تمام گردشگران گفته شده است.این پایان ناخوشایند برای مقاله ی اول اجتناب ناپذیر است:
افرادی كه در حال حاضر آشویتز را اداره میكنند حرفهای عامیانه ای میزنند كه خودشان میدانند حقیقت ندارد...
مشخصه ی فیلم به این صورت است:

(Video available from: "CODOH," POB 3267 Visalia CA 93278, or the Institute for Historical Review P.O. Box 2739 Newport Beach, CA 92659).

در مورد آبشخورها باید بگویم که این سری مقاله ها از منابع زیادی چه انگلیسی و چه پارسی گرفته شده ؛اما اکنون جهار آبشخور شناسانده میشود که چهارمین و اصلیترین منبع فیلتر شده است.

آبشخورها :

ترجمه ، ویرایش و تكمیل : كیان دادگر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


احمد خان از ایرانیانی که درآلمان زندگی می کرد، در زمان حکومت نازی رستورانی باز کرد و نامش را هیتلر گذاشت و افرادی که هیتلر و نازی را قبول داشتند اجازه ورود به رستوران را داشتند .

منبع : 
http://www.parsine.com/fa/news/19291

27 فروردین 1389




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در پنجمین جلسه عمومی کمیته مرکزی PMLI ( حزب مارکسیست-لنینیست ایتالیا ) ، جیووانی اسکودری دبیر کل این حزب بیان داشته است که این حزب از اعمال داعش به دلیل مبارزه بر ضد امپریالیسم حمایت می کند . نقل قول مستقیمی از این فرد :
”یک اتحاد مقدس امپریالیستی برای مبارزه با داعش ایجاد شده است تا این گروه ضد استعمار را نابود کند . مشخص است که ما هیچگاه بخشی از این اتحاد نخواهیم بود و جایگاه ما در کنار کسانی است که بر ضد امپریالیسم مبارزه می کنند . دولت اسلامی نمی خواهد اجازه بدهد امپریالیسم بر عراق ، سوریه ، خاورمیانه ، شمال و مرکز آفریقا ، افغانستان و یمن تسلط داشته باشد و بر ضد آن مبارزه می کنند ، ما نیز مانند آن ها این را نمی خواهیم و به همین دلیل نمی توانیم از مبارزه بر ضد داعش حمایت کنیم“ .
”البته باید بگویم تفاوت بسیاری بین ما و داعش وجود دارد ، مانند تفاوت در ایدئولوژی ، فرهنگ ، تاکتیک و استراتژی ولی نقطه ای مشترک با یکدیگر داریم و آن هم مبارزه بی بخشش بر ضد امپریالیسم می باشد “ .
”در این دوره شاید تفاوت های بسیاری وجود داشته باشد ولی مبارزه با امپریالیسم محور مشترک همه می باشد“ .

از سخنان دبیرکل حزب مارکسیست-لنینیست ایتالیا این چنین برمی آید که ریشه های صهیونیستی داعش آن چنان تفاوتی با ریشه های صهیونیستی کمونیسم و دیگر اندیشه های چپی ندارد . همان طور که می دانیم پدید آورنده های کمونیسم همگی یهودی بودند ، افرادی مانند مارکس ، لنین ، تروتسکی و همچنین بیش از ۷۵% رهبران بلشویک یهودی بودند .
شاید اکنون می توان به درک بهتری از دلیل مبارزه هیتلر برضد مارکسیسم و صهیونیسم رسید .

منبع : تارنمای رسمی حزب مارکسیست-لنینیست ایتالیا

منبع : ان اس استادیز | پایگاه پژوهش های ناسیونال سوسیالیسم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 آذر 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

درود 

با افتخار خدمت شما دوستان و هموندان اعلام می داریم که به یاری پروردگار ، تارنگار ( وبلاگ ) ما یک ساله شد ...

سپاس از حمایت های شما دوستان ...
امید است ، با بیان و انتشار حقایق ، قدم های مفیدی در نابودی سلطه صهیونیسم جهانی برداریم ...

سپاس 

تیم مدیریت تارنگار نازی آرشیوز NaziArchives

Http://NaziArchives.Ir
Http://NaziArchives.MihanBlog.Com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با درود 

 مستند دروغ بزرگ ( هولوکاست ) را جهت استفاده شما عزیزان برای دانلود قرار داده ایم .
امید است مفید واقع شود و شما عزیزان با یکی دیگر از دروغ های صهیونیسم جهانی آشنا شوید .

این مستند در دو قسمت حدودا 3 دقیقه ای و به زبان پارسی است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تاریخچه ی یهودستیزی و دسیسه های پنهان یهودیان :

حس بدبینی نسبت به یهودیان چیز تازه و خلاقانه ای نیست. به طور قطع میتوان گفت كه اروپا پس از پذیرش مسیحیت بیش از پیش نسبت به یهودیان بدبین شد و حتی قبل از آن نیز مردم این قاره و امرپراتوری روم نسبت به اورشلیم نشینان حس اعتماد و دوستی نداشتند. در وهله ی اول رفتار كاهنان هیكل مقدس و پول پرستی ایشان بود. اذیت و آزار و قرنطینه ی مسیحیان قبل از نفوذ مسیحیت به اروپا،مسیحیت را در برابر یهودیت و یهودیان قرار داد به گونه ای كه یهودیان از كشتن عیسی به خود میبالیدند و مسیحیان از قتل عیسی بدست ایشان خشمگین بودند و روایت های بسیاری بر این داشتان رفته كه عیسی را چونان یحیی سر بریدند،یا به دار آویختند و یا به گونه ای كاملا رایج مصلوب ساختند. قوانین كنستانتیوس امپراتوری مقدس روم تایید كننده ی این امر است كه بعد از نفوذ مسیحیت به اروپا و امپراتوری روم،روم بیزانس به شدت علیه یهودیان جبهه گرفت.

جدای از بحث های تاریخی و جفایی كه یهودیان و كاهنان و خاخام های ایشان در حق مسیح و مسیحیان كرده اند،عموم مردم از پیشه های ناشایست یهودیان كه بسیار به چشم می آمد خشمگین و ناراحت بودند.عموم یهودیان در محدوده ی قاره ی اروپا به شغل هایی مانند كارگری،دوره گردی و شارلاتان بازی و كاسبی مشغول بودند. در میان كاسب ها عموما بسیار بد نام بوده و متهم به گرانفروشی و كم فروشی میگشتند،دوره گرد ها و كولی ها عموما متهم به دزدی و زنانشان متهم به روسپیگری بوده اند و در این میان كارگران یهودی كه در كارگاه هایی مانند ریسندگی كار میكردند از سایرین خوشنام تر بوده اند.

البته در طی قرون وسطی و به واسطه ی ایجاد تنفر از مسلمانان میان مسیحیان كاتولیك و یهودیان،رهبری یهودیت و مسیحیت با هم برای نابودی دشمن مشترك متحد شدند. با این حال با حفظ اقتدار كلیسای روم یهودیان هنوز محدود بودند. با ظهور مارتین لوتر و زمزمه های به پا خواستن علیه ارتجاع كلیسایی و به تبع آن افول قدرت پاپ ، یهودیان را مجال بیشتری برای جولان دست داد.برخلاف فریادهای یهودستیزانه ی لوتر،یهودیت از بخش دیگر اندیشه ی او یعنی برخاستن علیه استبداد و ظلم كلیسای كاتولیك به خوبی برای جولان خود استفاده كرد. شاید بتوان گفت كه اندیشه ی لوتر نخستین جوانه های روشنگری و روشنفكری را در جامعه ی اروپا پدید آورد. با شكل گیری تفكر روشنگری و ایجاد جنبش ها و فریادهایی علیه استبداد كلیسا،نگاه جامعه ی اروپا نسبت به یهودیان تعدیل شد. اما با این حال حس بدبینی هنوز هم وجود داشت.پروتستان ها به واسطه ی عقاید لوتر و كاتولیك ها بواسطه ی اولین قوانین كنستانتین در مورد یهود و اعتقادات سنتی باز هم دید خوبی به جوامع یهود نداشته اند.با این حال،اكنون آن سد محكمی كه یهودیان را محدود میكرد دیگر ترك برداشته بود. از زمان الیزابت اول،ملكه ی بریتانیا یهودیان نفوذ خود را در دستگاه های دولتی و كشوری این سرزمین گسترش دادند. چنانكه اولین لژ فراماسونری در این كشور تاسیس شد.همچنین تجار یهودی به شكل عیانی طی دوره ی رنسانس و روشنگری مشغول رباخواری و دغل كاری در امور مالی بوده و این انزجار مردم را بیش از پیش متوجه یهودیان مینماید. در جنگ ها نیز بسیار یافت میشد كه یهودیان برای هر دو كشور متخاصم جاسوسی میكرده و ماجرای دریفوس در فرانسه خود گواهی بر این گفته است و این ماجرا تا بدان جا رسید كه مردم فرانسه را به دو دستگی كشاند. سیر رشد خانواده ی روچیلد نیز بسیار قابل توجه است،زیرا با به قدرت رسیدن ناپلئون بناپارت،مایر آمشل روچیلد كه كارگزار یكی از حكام آلمانی بود ثروتش را همراه با پسرش ناتان مایر روچیلد به انگلستان كه مكان امنی بود انتقال داد. دیگر پسران مایر نیز به عنوان تاجر و كارگزارهای امور مالی در دیگر كشورها نفوذ كردند.طی كشورگشایی های ناپلئون بناپارت خانواده ی روچیلد با جاسوسی مالی و نظامی برای تمامی طرفین جنگ ثروتی افسانه ای به دست آوردند.با این حال بر كسی پوشیده نیست كه روچیلدها سرویس خدمت رسانی مخصوصی برای بریتانیا لحاظ كرده بودند و بی جهت نبوده كه سیستم اقتصادی انگلستان روچیلدها را به عنوان پادشاهان یهود منصوب داشته است!!!بوی تعفن و دسیسه چینی های این خاندان تا آن حد زننده بود كه بورن یهودی خود مینویسد:
((آیا جهان بهتری نخواهیم داشت اگر همه ی پادشاهان سرنگون شوند و تاج و تختشان را به روچیلدها واگذارند؟))
بورن،1835

طی جریانات روشنگری ندای به ظاهر دل انگیز پدیده ها و منش هایی چون لیبرالیسم،دموكراسی و سوسیالیسم توجه مردمان اروپا را به سمت گام های میان مایه ای از تجدد معطوف ساخت. گرچه در آن زمان ها كه طبقات سلطه گر یهودیان را متهم به سودجویی از این جریانات میكردند،اما امروزه دیگر بر كسی پوشیده نیست كه در واقع حق با آنان بوده،گرچه طبقات منفوری بودند. با اینكه میتوان نفوذ یهود در اقتصاد اروپا و مقامات دولتی را در قبل از خاندان روچیلد جست و جو كرد،اما پس از این خاندان این رخنه به حد اعلای خود میرسد. بانكداران یهودی مشهورترین بانكداران اروپا میگردند و برای كنترل اروپا به اقتصاد این قاره چنگ میزنند."برای من مهم نیست چه كسی بر امپراتوری انگلستان كه در آن آفتاب هرگز غروب نمیكند،حاكم میشود و برایش قانون گذاری میكند. فردی كه منبع درآمد بریتانیا را در دست داشته باشد،بریتانیا را در دست خواهد داشت و من منبع پول و درآمد بریتانیا را در دست دارم."
بارون ناتان مایر روچیلد
در آموزه های یهودیت انحرافی نیز به شدت بر كنترل اموال خود و دیگر ملت ها تاكید میشود:"جایی كه آرد و نانی نباشد،كتاب مقدسی وجود ندارد" میشنا (بخشی از تلمود)
"فقر مایه ی گناه است" آموزه های فرقه ی عرفانی یهودی"فقر در خانه ی یك مرد بدتر از پنجاه گناه بزرگ است" تلمود"اگر یك غیر یهود در حساب و كتاب خود اشتباهی كند،یهودی باید از آن در جهت منافع خود استفاده كند؛لزومی ندارد كه به او (غیر یهودی) تذكری بدهد" تلمود"مجاز است كه از یك غیر یهود سودجویی كنی،زیرا كه این امریست مكتوب؛درحالیكه مجاز نیستی در برابر برادرانت منفعت طلبی نمایی." تلمود


نبرد من:

تولد آدلف هیتلر در اتریش كه كشوریست با بیش از نود درصد جمعیتی كه پیرو كلیسای رم هستند،شاید نخستین بنای شك ورزی به یهودیان را در ذهن آدلف هیتلر برانگیخته باشد. در عصر شكست آلمان بعد از جنگ جهانی دوم،همانا برای كسب حس ترحم دیگر ملل نسبت به یهودیان ماجراهایی دروغین و اوهامی ساخته و پرداخته شد و به تناسب این ماجراها و پروپاگاند ها عموم به ظاهر روشنفكران و اندیشمندان بیان داشتند كه فریادهای یهودستیزانه ی شخصیت آدلف هیتلر صرفا به دلیل فضای رشد و تربیت او بوده است و مسكنی بوده برای سرپا نگاه داشتن احساسات وا پس زده شده ی او! حال كجایند تا بنگرند كه تمامی آن بدبینی ها و شك ورزی ها،ستیزها و غرّش ها تماما درست بوده و آنها كه هیتلر را هذیان گو و دیوانه میخواندند كجایند تا ببینند كه مظلومان تاریخ چه بر سر ملت ها،دولت ها،عقاید،سیاست ها و بشریت آورده اند.آیا امروزه كسی هست كه یهودیان معتقد به تعالیم تلمود و صهیونیسم را مظلوم بداند. كسی كه چنین است بی شك دیوانه و جنون زده است. رخت بستن پیشوای آینده ی حزب ناسیونال سوسیالیسم آلمان به سوی شهر رقص و ساز،شهر شوبرت و اشتراوس و والس های هوس انگیز برای او نتایجی عظیمی در بر داشت. چونان كه در سختی های زندگی در آن شهر چون پولادی آبدیده گشت و شالوده ی افكار و آمال خود را بر اساس نخستین مشاهدات خود در این شهر بنا نهاد.آدلف هیتلر در باب اولین بدبینی های خود نسبت به یهود چنین در نبرد من مینویسد:((من از روز اول به طور ناخودآگاه از شنیدن نام یهودی نفرت داشتم و مخصوصا در مباحثات مذهبی هنگامیكه نام یهود می آمد،نمیتوانستم از حس بدبینی خود نسبت به این واژه خودداری كنم.))
همچنین در این كتاب مینویسد كه در اوان جوانی با یك جوان یهودی دوست بوده است،اما هر دوی آنها نسبت به یكدیگر بی اعتماد بوده اند. همچنین متذكر میشود كه پشت چهره ی دل انگیز حزب سوسیال دموكرات صورت عبوس ماركسیسم و دست پنهان یهود را مشاهده میكند.چونان كه میگوید:((پس هنگامیكه یهودیان را چنان كه هستند شناختم،میتوانم رازی را كه سوسیال دموكرات در خود نهفته است عریان سازم. زیرا این قوم با یك مشت كلمات خیره كننده آنچنان مردم را مسخره كرده اند كه كسی نمیداند پشت این چهره ی خوش آب و رنگ،صورت عبوس ماركسیسم پنهان شده است.))
در باب نخستین دلایل حس بدبینی خود چنین مینویسد:((مذهب آن ها نسبت به مذهب ما خارجی بود و به نظرم این تنها اختلافی بود كه بین ما و آنها وجود داشت. این اختلاف هم مسئله ی كوچكی نبود،زیرا این افراد نسبت به مذهب خود سخت متعصب بودند و دیگران را در برابر خود بیگانه میدانستند و از همه متنفر بودند،چنان كه در سرلوحه ی دعای صبحگاهیشان آمده است كه حتی قبر خود را از بیگانگان جدا سازید!!!))
آدلف هیتلر بر خلاف آنچه كه امثال شایرر بیان میدارند بی دلیل از یهودیان متنفر نبوده است. او در ابتدا جذب به تئوری های ماركسیستی میشود و به آنها مشكوك میگردد. سپس غولی ملت آشام!!! را پشت زیبایی های ماركسیسم میبیند. با دلیل منطقی از ماركسیسم متنفر شده و بعد از آن چنین میگوید:((روزی كه دانستم غالب رهبران سندیكاها و به ویژه رهبران ماركسیسم از طیف یهودیان اند وحشتی سخت سراپای وجودم را فراگرفت و دانستم اگر یهود در سیاست رخنه نماید نه تنها آلمان بلكه اروپای شرقی را به زوال میكشاند.))
و حال به طور منطقی حكم معروف خود را اعلام میدارد:
"یهود و ماركسیسم مانند دو طاعون كشنده ای است كه یكی قلب و دیگری مغز انسان را مسموم و بیمار میسازد"
خواندن مطبوعات آن زمان،آدلف هیتلر جوان را بسیار خمشگین میكرد زیا كه از نظرات یهودیان در مقابله با نظرات و فرمان های امپراتور رایش حمایت میكرد.در یكی از برخوردهایش با فردی در ناحیه ی كاف ران چنین میگوید:((مردی را دیدم كه دارای موهای مشكی حلقوی و صورتی آفتاب خورده بود.از خود پرسیدم آیا این یك یهودی است؟!
این اولین فكری بود كه ناگهان به ذهنم رسید اما هرچه بیشتر به قیافه ی او دقت میكردم و خطوط صورتش را از نظر میگذراندم دوباره همان سوال اول به صورتی دیگر به ذهنم می آمد.از خود میپرسیدم آیا او آلمانی است؟...
به نظرم میرسید این اقلیت ناچیز در بین اكثریت آلمانی رفتاری مشخص دارند. البته آنها هم (آلمانی ها) سعی داشتند مانند من خود را از یهودیان جدا سازند ولی من احساس تندتری نسبت به ایشان داشتم و این قوم را خوب شناخته بودم و عقیده داشتم كه تمامی شورش های داخلی و اختلاف سندیكاها و رواج ماركسیسم زیر سر آنان است.))اما او همه را سرتاپا یك كرباس نمیداند.در كتاب خود یهودیان را به دو دسته ی آزادیخواه و بی خطر و یهودیان صهیونیست و خطرناك دسته بندی مینماید.((یهودیان نیز از لحاظ عقیده به دو دسته تقسیم میشوند. دسته ی بسیار قلیلی یهودی آزادیخواه بودند كه چندان خطری نداشتند،اما یهودیان وابسته به صهیونیسم كه با آنها هم نژاد نبودند ولی از لحاظ مذهب مشترك بودند،نمیتوانستند آلمان را میهن خود بدانند و از این جهت خطرناك بودند.))
جدای از تحلیل رفتارهای سیاسی و اجتماعی یهودیان در این بخش به تحلیل رفتار و اخلاق آنها نیز میپردازد. از خوردن و آشامیدن نكبت بار اكثر یهودیان وین و نا آراستگی و پلشتی ظاهری گرفته تا خسّت و دغل كاری و كلاه برداری و رباخواری را در آنها مشاهده نموده است. در اثر مطالعات مطبوعات پی میبرد كه بسیاری از یهودیان در راس هدایت كارخانجات و كارگاه های مواد كثیف و آلوده و تقلبی قرار دارند. غالب قرص های مسكن تقلبی و مواد غذایی فاسد و مسموم از تولیدات آنها بود. در زمینه ی فرهنگ نیز آنان را متهم به پرواراندن كثافات ادبی میداند. 
پس از آن به تحلیل جراید آن زمان میپردازد. جرایدی كه دست در دست دشمن داده اند تا مردم را از درون مایوس كنند. امپراطور را به شكل عجیب و متعصبانه ای مورد انتقاد قرار میدادند و دشمنان آلمان را میستودند.از زبان او میشنویم كه میگوید:((برای یك آلمانی شرم آور است در حالیكه در جنگ با فرانسه قرار دارد،جراید از فرانسه به عنوان یك كشور متمدن و آزاد از فرانسه تمجید نمایند.))
پیشوای آلمان نازی در فصل دوم كتاب خود به همین صورت پیش میرود تا اینكه به سیاست های حزب سوسیال دموكرات آلمان برمیخورد و پس از چندی اینچنین در وصف آنان میگوید:
((كم كم فهمیدم كه حزب سوسیال دموكرات توسط یهود اداره میشود.))
شاید دیگران ندانند و لزومی هم نداشت كه بدانند،اما حزب سوسیال دموكرات آلمان توسط یك یهودی به نام فردیناند لاساله پایه ریزی شد. در زمان بیسمارك این حزب به دلیل امیال ضد سلطنتی و نیات ضد میهنی غیر قانونی اعلام شد. سرشناسان این حزب مانند برونشتاین و لاساله تماما یهودی بودند. نفوذ یهودیان مقید و یا لاقید در این حزب بسیار زیاد بوده است. تا آن حد كه خارج از حوصله ی این مقاله است تا به آنان بپردازیم. برای اطلاع بیشتر میتوانید به لینكی كه با نام تاریخچه ی حزب سوسیال دموكرات آلمان است مراجعه نمایید.

تذكر :
1)منابع در بخش آخر مقاله به طور كامل آورده میشوند.
2)مقاله به زودی دوباره ویرایش خواهد شد.

نویسنده : کیان دادگر 
منبع : نازی سنتر | مرکز نقد و بررسی نازیسم ، آدولف هیتلر ، جنگ جهانی دوم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در واپسین ماه‌های حیات، هیتلر، مبدل به مرد افسرده و رهبری شده بود که قادر به گرفتن کوچک‌ترین تصمیم سیاسی و نظامی نبود. در ۳۰ آوریل سال ۱۹۴۵، هیتلر با شلیک به سر و خوردن سیانور، خودکشی کرد. اوا براون، معشوقه هیتلر که در آخرین روز با وی ازدواج کرد، او را در خودکشی همراهی کرد. با وصیت وی، جسد او و اوا براون با بنزین سوزانیده شد. در همان روز، رئیس دستگاه تبلیغات نازی‌های یعنی گوبلز و همسرش بعد از کشتن فرزندانشان، خودکشی کردند. ارتش شوروی در ۲ و ۳ ماه می سال ۱۹۴۵، ابتدا جسد گوبلزها را پیدا کرد و سپس در پنج می، بقایای پیکر هیتلر را پیدا کرد.

اینها چیزهایی هستند که همه می‌دانند. اما در این میان برخی‌ها هم عقیده داشتند و حتی دارند که هیتلر، به نحوی موفق به فرار شده است. حتی اخیرا، یک باستان‌شناس و متخصص استخوان به نام «نیک بانتونی» و یک استاد ژنتیک به نام «لیندا استراسبورگ»، در اظهار نظرهایی، شک و تریدهای تازه‌ای را در مورد اصالت بقایی به جا مانده از پیکر هیتلر، برانگیختند، اظهار نظرهایی که بازتاب رسانه‌ای پیدا کرد.

به همین دلیل، خبرگزاری CNN کوشید که یک بار دیگر به نحوی قضیه را بررسی کند. در مقاله‌ای که چند روز پیش این خبرگزاری منتشر کرد و این چند روزه در شبکه‌های اجتماعی لینک‌دهی با دفعات لینک شده است، چیزهای تازه‌ای در مورد آنچه بر سر پیکر هیتلر آمد، به چشم می‌خورد.

CNN‌ حقایق ادعایی تازه را در مصاحبه اختصاصی با رئیس قسمت آرشیو سازمان امنیت ملی روسیه FSB ، فردی به نام «ژن واسیلی خریستوفوروف»، به دست آورده است:

در اوایل ژوئن سال ۱۹۴۵، ارتش شوروی جسد هیتلر و براون را در جنگلی در بیرون شهر راتنئو Rathenau به خاک سپرد. ۸ ماه بعد، یعنی در فوریه سال ۱۹۴۶، جسدها مجددا از خاک بیرون آورده شدند و در یک پادگان ارتش شوروی در شهر ماگدبرگ آلمان شرقی، دفن شدند.

تا زمانی که روس‌ها بر محل دفن تسلط داشتند، خیالشان از دسترسی غریبه‌ها به محل دفن، راحت بود. اما در مارس ۱۹۷۰، یعنی زمانی که قرار شد که شوروی این پادگان را تخیله کند و آن را تحویل مقامات آلمان شرقی بدهد، این واهمه در سر مقامات امنیتی شوروی شکل گرفت که ممکن است، محل دفن هیتلر به پرستشگاه کسانی تبدیل شود که عقاید فاشیستی دارند.

رئیس وقت KGB ‌در آن زمان، یوری آندروپوف بود، او با کسب موافقت از سران حزب کمونیست، اجازه یافت که یک مأموریت فوق سری را برای امحاء بقایای اجساد هیتلر و دیگر نازی‌ها به مرحله اجرا درآورد.

اسم رمز این عملیات آرشیو یا The Archives بود و به وسیله گروهی از عوامل KGB انجام شد. این عملیات در ۴ آوریل سال ۱۹۷۰ انجام شد. آنها دو پروتکل برای این عملیات داشتند. در یک پروتکل، آنها می‌توانستند با انهدام فیزیکی کل محل، مأموریت را به انجام برسانند، اما در پروتکل بعدی، آنها با نبش قبر، بایستی بقایای اجساد را بیرون می‌آوردند و نابود می‌کردند. آنها ترجیح دادند از شیوه دوم استفاده کنند. بقایای اجساد در یک کوره، در بیرون شهر شوئنبک Shoenebeck که در ۱۱ کیلومتری ماگدبرگ بود، سوزانده شد، خاکسترها جمع شد و به رود Biederitz ریخته شدند.

تنها قسمت‌هایی که از بدن هیتلر باقی ماند، قسمت‌هایی از استخوان آرواره و جمجمه او بود که به روسیه فرستاده شد. FSB شکی در متعلق بودن این قطعات استخوانی به هیتلر ندارد. در سال ۲۰۰۰، در جریان نمایشگاه جنگ جهانی دوم در مسکو، این قطعات جمجمه هیتلر که سوراخ گلوله‌ای که هیتلر با آن خودکشی کرده بود، روی آن مشخص بود، به نمایش گذاشته شد.

منبع: وبلاگ یک پزشک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به راحتی میتوان گفت که معروفترین ژنرال آلمانی جنگ جهانی دوم اروین رومل بود.نبوغ ذاتی رومل در فرماندهی و مدیریت جنگ به همراه خصایص انسانی او در رفتار با اسرا و نیرو های تحت امرش باعث شد که همه طرفهای دگیر در جنگ حتی دشمنانش از او با احترام یاد کنند. رومل استراتژیک نظامی اش به قدری ماهرانه بود به عنوان بهترین ژنرال در جهان شناخته شد. اروین جوناس رومل در 15 نوامبر 1891 در " هاندهایم " وتمبرگدیده به جهان گشود.پدر بزرگ و پدر رومل هر دو معلم مدرسه بودند و مادر رومل دختر یک خانواده صاحب منصب بود. پدر رومل در ابتدا یک افسر توپخانه بود که بعدها ، معلمی را برگزیده بود. 

پس از تاسیس امپراطوری آلمان در سال 1871 داشتن شغل نظامی به عنوان یک افسر ارتش برای جوانان آلمانی بسیار دلخواه و ایده آل بود. به این ترتیب رومل بنا بر توصیه پدرش به ارتش پیوست. او در سال 1910 به عنوان دانشجوی دانشکده افسری وارد هنگ 124 پیاده وتمبرگ شد. طی جنگ جهانی اول رومل با درجه ستوانیدر جبهه خای فرانسه، رومانی ، و ایتالیا جنگید و به دلیل شجاعتهایی که از خود نشان داد مفتخر به دریافت یک صلیب آهنین درجه 1 و یک صلیب آهنین درجه 2شد. درک عمیق او از نفرات تحت فرمانش به همراه شجاعت منحصر به فرد و استعداد ذاتیدر فرماندهی ، موجب درخشش رومل در جنگ و خصوصا در جبهه ایتالیا گردید. لیاقت ها و شجاعت های رومل در صحنه های نبرد ، آینده درخشانی را برای او نوید میداد . 
در ارتش آنروز آلمان داشتن یک سمت دز ستاد فرماندهی کل یک راه معمول برای پیشرفت محسوب میشد ولی رومل از رفتن به ای راه صرف نظر کرد و همواره سعی کرد یک افسر عملیاتی باقی بماند.همانند بسیاری از فرماندهان بزرگ ، رومل نیز علاقه فراوانی به تدریس داشت و بنا بر این درآ کادمیهای علوم نظامی به تدریس پرداخت. 

رومل تجارب عملیاتی جنگ جهانی اول را همراه تغکر نظامی آکادمیک در هم آمیخت و کتابی تحت نام Infanterie geriftan "" حملات نیروهای پیاده "" را به رشته تحریر در آورد که در سال 1937 منتشر و از شهرت به سزایی بر خوردار است. در سال 1938 پس از الحاق اتریش به آلمان رومل که در آن زمان به درجه سرهنگی نا یل شده بود به ریاست دانشکده افسری "واینر نوستات" در نزدیکی وین برگزیده شد. هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد رومل که از افسران مورد علاقه هیتلر بود ، به فرماندهی نیروهای محافظ هیتلر منصوب شد با اینکه این سمت یکی از مهمترین سمت های آن روز ارتش آلمان محسوب میشد ولی رومل که همواره دوست داشت یک افسر عملیاتی باقی بماند از شغل جدید خود راضی نبود. 

سر انجام در ماه فوریه سال 1940 یک فرصت طلایی نصیب رومل شد.به رومل پیشنهائ شد تا فرماندهی لشگر هفتم زرهی را بپذیرد و او که منتظر چنین فرصتی بود بیدرنگ آنرا پذیرفت .رومل تا آنروز فرماندهی هیچ واحد زرهی را نپذیرفته بود ولی سریعا به تواناییهای تهاجمی و امکانات چشمگیر قوای مکانیزه و زرهی پی برد. 

رومل که ذهنی خلاق داشتفهمید که بهترین راه برای در هم کوبیدن قوای خسته دشمن در میدانهای عملیاتی وسیع ، استفاده از نیروهای زرهی میباشد. رومل میتوانست نزدیک شدن دشمن را حس کند و حملات دشمن را به درستی پیش بینی کرده و خنثی نماید ، از این رو به روباه صحرا مشهور شد. 

فرماندهی بینظیر رومل در تهاجم به سوی سواحل کانال انگلیس در ما مه 1940 ، جسارت و قوه ابتکار بی نظیر او را بر همگان آشکار کرد. طی این عملیات که به ضربه داس شهرت داشت، ارتش آلمان توانست خطوط دفاعی متفقین را در هم بکوبد و آنها را تا سواحل کانال انگلیس به عقب براند و رومل مفتخر به دریافت دو صلیب آهنین درجه1 و درجه 2 دیگر شد. 

در 14 ماه مه 1940 ،4 روز پس از حمله به هلند لشکر 7 زرهی به فرماندهی رومل از مرز بلژیک عبور کرد و به منطقه جنگلی آردن رسید. آردن بیشترین حجم جنگل را در اروپای مرکزی داراست. فرماندهان متفقین معتقد بودند که عبور از این جنگلها غیر ممکن است از این رو خطوط دفاعی مستحکمی را برای دفاع آماده نکرده بودند . لشکر 7 زرهی بر اولین سد دفاعی نیروهای بلژیکی غلبه کرد و به پیش روی خود به سمت غرب ادامه داد. نیرو های تحت امر رومل جلوتر از دیگر خطوط آلمانها در حال پیشروی بودند زیرا رومل معتقد بود که تهاجم به دشمن تا نابودی کامل آنها باید ادامه داشته باشد. بدین ترتیب نیرو های تحت فرمان رومل اولین نیروی زرهی بودند که به کانال انگلیس رسیدند. پس از این حملات سریع و گاز انبری ارتباط خطوط مقدم و پشت جبهه ی فرانسه قطع شد و در نتیجه فرانسه که یکی از قویترین آنروز اروپا و جهان را دارا بود تسلیم شد. پس از این حملات موفقیت آمیز رومل مفتخر به دریافت صلیب شوالیه گردید. 

به دلیل حملات سریع و برق آسای لشکر 7 زرهی و نیز ارتباط مخابراتی اندک آنها با ستاد فرماندهی مرکزی، آنها به "" ارواح"" مشهور شده بودند. کمتر از یک سال بعد در فوریه 1941 رومل به فرماندهی نیروهی آلمانی اعزامی به آفریقا منصوب شد تا به نیرو های ایتالیایی شکست خورده در لیبی کمک کند. این نیرو ها به سپاهیان افریقا معروف شدند. صحرا های شمال آفریقا صحنه ی بزرگترین پیروزیهای رومل و سنگین ترین شکستهای دشمنان تا دندان مسلح او گردید.در جبهه ی آفریقای شمالی ، رومل از چنان شهرت هراس انگیزی برخوردار شد که نیرو های انگلیسی سعی میکردند تا حد امکان با او درگیر نشوند. اما تهاجم به مصر تمامی منابع و امکانات رومل را کاهش داده بود و نیرو و امکانات جدیدی هم در راه نبود. از طرف دیگر انگلیسی ها که خطوط دفاعی مستحکمی را در مقابل رومل ایجاد کرده بودند به کمک عواملی همچون برتری نفرات و تجهیزات ،آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی وسیع هوایی توانستند حملات رومل را دفع کنند.در نبرد ""العالمین"" رومل 470 تانک عملیاتی داشتدر حالیکه انگلیسی ها با بیش از 700 تانک عملیاتی وارد عمل شده بودند. با این حال نیروهای تحت امر رومل توانستند ضربات سنگینی به نیروهای مدافع وارد کنند. در حالیکه انگلیسی ها از پشتیبانی وسیع هوایی برخوردار بودند ، نیرو های آلمانی از هیچ گونه پشتیبانی هوایی برخوردار نبودند .بمبارانهای وسیع و بیوقفه نیروی هوایی بریتانیا خسارات سنگینی به نیروهای آلمانی وارد ساخته بود و روحیه سربازان آلمانی به شدت تضعیف شده بود . سرانجام رد اواخر ماه اکتبر سال 1942 رومل پس از وارد کردن خسارات سنگین به نیروهای انگلیسی و در حالیکه بسیاری از نفرات و تجهیزاتش را از دست داده بود در نبرد العالمین شکست خورد و مجبور به عقب نشینی شد. 

در سال 1943 نیروهای آمریکایی و انگلیسی به طور غیر منتظره ای در مراکش پیاده شدندو جنگ در شمال آفریقا وارد مرحله جدیدی شد. در همین ایام رومل پر افتخار ترین نشان ارتش هیتلر را دریافت کرد. رومل مفتخر به دریافت صلیب شوالیه مزین به شمشیر و الماس گردید. 
در ماه مارس سال1943 رومل مامور شد تا در برابر حمله احتمالی متفقین از سواحل کانال انگلیس و منطقه نرماندی دفاع کند. 

استاد مهره چینی جنگ شروع به ساخت موانع و استحکامات دفاعی بیشماری نمود که بسیاری از آنها ابتکاری و غیرمعمول بود. با این وجود پیشنهاد رومل این بود که میباست با کمک استحکامات دفاعی بیشمار پیشروی دشمن را متوقف کرد و با مهیا کردن نیروهای قوی در پشت استحکامات به دشمن یورش برد و آنها را به دریا باز گرداند.رومل حتی از فرماندهی کل خواسته بود تا نیروهای ذخیره بیشتری را در پشت خطوط دفاعی مهیا کند رومل پیش بینی میکرد که با عقب زدن دشمن و بازگرداندن آنها به دریا ، سرنوشت تهاجم در اولین روز نبرد مشخص خواهد شد.با وجود توصیه های فراوان رومل و مطرح کردن طرح دفاعی مورد نظرش ، هیچ کس به توصیه های او گوش نکرد. چند ماه پس از حمله موفقیت آمیز متفقین به نرماندی ارزش طرحهای رومل بر همگان آشکار شد. در اوایل پاییز 1943 رومل متقاعد شدکه پیروزی در جنگ دیگر ممکن نیست و هیتلر نمی خواهد این واقعیت را بپذیرد و با قدرتهای غربی مصالحه کند. در تابستان 1944 برخی از دوستان رومل که عضو نهضت پنهانی بر اندازی حکومت هیتلر بودند خود را به رومل نزدیک کرده و به او پیشنهاد همکاری کردند. آنها به او گفتند که این وظیفه اوست که رهبری آلمان را بعد از عزل هیتلر بر عهده بگیرد و آلمان را از وضعیت نابسامان آن روز نجات دهد . رومل پیشنهاد آنها را رد نکرد ولی افرادی که این پیشنهاد را به رومل کرده بودندهرگز نقشه ترور هیتلر را برای رومل آشکار نکردند. آنها میدانستند که روملهرگز کشتار برای پایان سیاسی را نخواهد پذیرفت. رومل با کشتار به شدت مخالف بود وحتی حکمهای اعدام اسرا را که به وسیله هیتلر صادر میشد نادیده میگرفت. 

وقتی که حمله به نرماندی آغاز شد، رومل در موقعیتهای مختلفی سعی کرد تا به هیتلر نشان دهد که روند جنگ از کنترا او و دیگر امرای ارتش خارج شده و لازمست که هیتلر با قدرتهای غربی سازش کند. در جولای 1944 فرماندهی متفقین که در آفریقا ضربات سختی از رومل دریافت کرده بود ، تصمیم گرفت تا رومل را از سر راه بردارد. فرماندهان متفقین به خوبی میدانستند که اگر رومل فرماندهی آلمانها را در نرماندی به عهده گیرد ، تسخیر نرماندی غیر ممکن یا بسیار پر تلفات خواهد بود.بنابر ابن به نبروهای سرویس ویژه ارتش انگلیس دستور داده شد تا رومل را دستگیر کنند یا اینکه او را از سر راه بردارند در متن دستور تاکید شده بود که کشتن بر دستگیری ارجحیت دارد. سرانجام در 17 جولای1944 خودروی حامل رومل توسط دو فروند جنگنده نیروهای انگلیس موردحمله قرار گرفت در نتیجه این حمله خودروی رومل به خارج جاده منحرف و واژگون گردید. فردای همان روز نیرو های انگلیسی دقیقا از همان نقطه ای که رومل پیش بینی کرده بود حمله کردند. پس از سه ساعت حمله پیاپی بمب افکن های انگلیسی حملات زمینی آغاز شد. مواضع و خطوط دفاعی که رومل طراحی کرده بود کارایی خود را نشان دادند ونیروهای مهاجم را متوقف کردند. نیروهای آلمانی مدافع هم با کمک استحکامات پدافندی رومل آسیب کمی دیدند و توانستند به تهاجم دشمن پاسخ داده و حمله مهاجمین را دفع کنند. بدین ترتیب آخرین پیروزی رومل در آخرین نبرد او نیز رقم خورد. رومل که به علت شکستگی شدید جمجمه در بیمارستان نیروی هوایی بستری شده بود بطور شگفت آوری زنده ماند و به خانه اش منتقل شد تا دوران نقاهت را سپری کند. در این زمان یعنی در 20 جولای سوء قصد به جان هیتلر ناکام ماند و گشتاپو (پلیس مخفی آلمان ) ، عملیات گسترده ای را برای دستگیری عوامل توطئه و همدستان آنها آغاز کرد. در پی بازجویی های به عمل آمده و به خصوص شهردار شهر اولم مشخص شد که عوامل نهضت بر اندازی رومل را به عنوان نامزد اصلی رهبری آلمان پس از هیتلر انتخاب کرده بودند. بدیت ترتیب ارتباط رومل با دست اندرکاران توطئه آشکار شد. هیتلر که نمی خواست سردار شکست ناپذیر مردم آلمان، به عنوان دشمن او جلوی میز محاکمه ی دادگاه حزب نازی ظاهر شده و سپس اعدام شود ، دو ژنرال را به خانه رومل فرستاد تا به او پیشنهاد کنند که خود را مسموم سازد و در عوض نام و شرافتش لکه دار نشود و خانواده اش در امان بمانند. چهاردهم اکتبر سال 1944 رومل با سمی که مامور مخصوص هیتلر برایش آورده بود ، خود را مسموم کرد و بدین سان به زندگی اش خاتمه داد. پس از مرگ رومل علت مرگ او حمله قلبی اعلام شد و با کمال احترام و طی مراسم ویژه ای به خاک سپرده شد. کمتر از یک سال بعد آخرین خطوط دفاعی آلمان سقوط کرد و آلمان توسط متفقین اشغال شد. 

در نوشته*های رومل که پس از مرگش چاپ شده است، این جمله به چشم می**خورد: 

«از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهارت به هیچ دردی نمی*خورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمی*آید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آنها وجود داشته باشد .

منبع : پارسینه 28 دی 1388




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 31 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...